گابریل لامبر رمانی از الکساندر دوما، نویسندهٔ بزرگ ادبیات فرانسه، است که با ترجمهٔ محمود گودرزی در مجموعهٔ افق کلاسیک توسط نشر افق منتشر شده است. این رمان نام مردی را بر خود دارد که در گذشتهٔ راوی ــ نویسنده ــ نقشی داشته، اما خاطرهاش در ذهن او محو شده است. همین فقدانِ حافظه، آغاز جستوجویی میشود که سراسر داستان را پیش میبرد.
راوی برای یافتن رد یا نشانهای از گابریل لامبر، به لایههای پنهانشدهی زمان بازمیگردد. او با فلشبکهایی درخشان، خانهها، خیابانها، شهرها و کنجهای فراموششده را یکییکی مرور میکند؛ تا جایی که جرقههای کوچک خاطره، به شعلههایی بزرگ تبدیل میشوند و حقیقت آرامآرام خود را آشکار میکند.
در این مسیر، شخصیتهای رمان در حافظهٔ نویسنده جان میگیرند؛ از تصویرهایی بیجان و غبارگرفته، به انسانهایی زنده و اثرگذار بدل میشوند که مسیر داستان را درهم میتنند. سردرگمی راوی و ناتوانیاش در بهیاد آوردن گذشته، به نقطهٔ عطف رمان تبدیل میشود و تعلیقی جذاب میسازد.
در رمان گابریل لامبر، حافظه نیرویی سیال و متغیر است. دیدارها و رخدادهای سالهای دور میتوانند از تصاویری تار و مبهم، به صحنههایی کاملاً قابل لمس بدل شوند؛ گویی همین لحظه اتفاق افتادهاند.
چیدمان اتاقها، حضور رنگها و عطرها، حرکات و رفتوآمد آدمها و حتی خطوط چهرهها، گاه شفاف و روشناند و گاه در لایههایی از ابهام پیچیده شدهاند.
راوی در خلسهای گنگ و مبهم فرو میرود و تلاش میکند نشانهها را بهیاد بیاورد؛ اما همین ناپایداری حافظه، جذابیت داستان را دوچندان میکند و خواننده را همراه این جستوجوی ذهنی پیش میبرد.
الکساندر دوما در ۲۴ ژوئیهی ۱۸۰۲ در فرانسه به دنیا آمد و از پیشگامان مکتب رمانتیسیسم بهشمار میرود. گریز به تاریخ و حضور رگههایی از رئالیسم از ویژگیهای برجستهی آثار اوست. دوما در طول سالهای نویسندگیاش رمانها و داستانهای بسیاری خلق کرد و از معدود نویسندگانی بود که در زمان حیات خود به موفقیت مالی نیز دست یافت.
از مشهورترین آثار او میتوان به کنت مونتکریستو و سه تفنگدار اشاره کرد؛ آثاری که جایگاه دوما را در ادبیات جهان تثبیت کردهاند. او در سن ۶۸ سالگی، پس از سالها نوشتن و خلق آثار ماندگار، چشم از جهان فروبست.
رمان گابریل لامبر با ترجمهی محمود گودرزی منتشر شده و در دستهی رمانهای افق کلاسیک قرار دارد. این ترجمه کوشیده است لحن روایی، فضای ذهنی و پیچیدگیهای حافظهمحور متن اصلی را با زبانی روان و وفادار به فارسی منتقل کند؛ بهگونهای که خواننده بتواند همراه با راوی، در گذشته و خاطره قدم بزند.