کتاب چشم هایش رمانی از بزرگ علوی نویسندهی شاخص و تاثیرگذار ایرانی است. رمان چشم هایش یکی از آثار جذاب و مهم رئالیستی ادبیات داستانی فارسی و از نقاط درخشان کارنامهی بزرگ علوی است.
شخصیت اصلی داستان، «استاد ماکان»، نقاش مخالف حکومت، در تبعید از دنیا میرود. دوستدارانش یکی از تابلوهای او را در مدرسهای به نمایش میگذارند. این تابلو معمایی عجیب در خود دارد و یکی از شاگردان استاد در پی گشودن آن است.
«استاد ماکان» نقاش و مبارز سیاسی سالهای حکومت رضاشاه بود. او در تبعید و دور از وطن از دنیا رفت. بعدها، دوستدارانش تابلوهای او را در یک هنرستان نقاشی به نمایش گذاشتند. یکی از تابلوهای استاد با بقیه آثارش تفاوت داشت. به همین دلیل، شاگردان و دوستداران او درباره منبع الهام این تابلو خاص گمانهزنی میکنند.
استاد روی آن تابلو کلمهای عجیب نوشته است: «چشمهایش».
این چشمها مرکزیت اثر را تشکیل میدهند و رازهایی را در خود پنهان کردهاند. ناظم هنرستان که خود از طرفداران پروپاقرص استاد است، در تلاش برای کشف این رازها برمیآید.
ادامه رمان روایت همین گرهگشایی است. ورود شخصیتهای مختلف و پیچیدگیهای داستانی، جذابیت آن را حفظ میکند.
به عبارت دیگر، همین جذابیت و کشش داستانی بود که پس از انتشار کتاب «چشمهایش»، جایگاه بزرگ علوی را به عنوان یکی از بزرگان ادبیات داستانی فارسی تثبیت کرد. هنوز هم میتوان تاثیر او را بر نویسندگان ایرانی مشاهده کرد. انتشارات نگاه این رمان ارزشمند را چاپ و منتشر کرده است.
«بعضی چیزها را نمی شود گفت. بعضی چیزها را احساس می کنید. رگ و پی شما را می تراشد، دل شما را آب می کند، اما وقتی می خواهید بیان کنید می بینید که بی رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می فشارد، در آن نیست.»