کتاب نمک در چشمانم میریزم به قلم حسینعلی جعفری داستان هاشم، داوود، جمیل و مصطفی را روایت میکند که حضور دشمن در شهرشان آنها را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک میکند. دوران نوجوانی هاشم مثل همه نوجوانهای عراقی دیگر در شهر آمرلی، با بازی و لبخند و درس و مدرسه همراه بود