تا 20% تخفیف بیشتر برای خرید های بالای 2 میلیون تومان با کد تخفیف KHM1405
بوکلند
کتاب یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

کتاب یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

۵۲۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۵۲۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

محمود نجیمی، رزمنده ای بود که در دوران نوجوانی-سال ۱۳۶۰- وقتی سیزده ساله بود راهی جبهه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شد. محمود در هفده عملیات شرکت کرد و بارها مجروح شد. او سال ها پس از پایان جنگ هم هنوز آثار مجروحیت را بر تن و جان دارد. این کتاب دست نوشته های اوست و در برگیرنده خاطراتش از آن روزگار که بعدها با کمک یکی از دوستانش، نوشته ها را برای تبدیل شدن به کتاب ویرایش و بازنویسی کرد.

خاطرات نجیمی بکر و خواندنی اند و خواننده را به واقع به روزهای جنگ و مقاومت می برند؛ روزهایی که دلاور مردانی از جان گذشته مقابل دشمنان بعثی ایستادند و اجازه ندادند یک وجب از خاک سرزمین ایران به یغما برود. مهدی عقابی که تدوین و ویرایش خاطرات نجیمی را به عهده داشته، دست نوشته های او را در هفت فصل دسته بندی کرده است. فصل نخست درباره جبهه شوش دانیال و شش فصل بعد، خاطراتی است از عملیات فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، محرم، بدر و والفجر.

علاوه براین در بخش انتهایی کتاب عکس ها و اسنادی درباره خاطرات روایت شده منتشر شده است تا بر جذابیت و اعتبار کتاب بیفزاید. یکی از زیباترین و خواندنی ترین خاطرات کتاب مربوط به مقطع زمانی ۳۰ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ است که راوی با همرزمانش برای جنگی سخت آماده می شوند. راوی از صدای شلیک توپخانه عراقی ها و انفجار خمپاره و روشنشدن منور میگوید و این که چند تانک و نفربر ایرانی کنار خاکریز می آیند و… مجموعه یادداشت های نجیمی که حدود نهصد صفحه بوده و گزیده ای از آن ها منتشر شده، ماحصل ۲۳۵۰ روز حضور وی در جبهه های جنگ تحمیلی است.

بریده‌ای از کتاب یکی از این روزها به بلوغ رسیدم

صدای عراقی ها نزدیک شده بود . آنها تیراندازی کنان جلومی آمدند . سرم را آهسته بالا بردم ؛ به طرف من می آمدند و بین راه بچه ها را تیر خلاص می زدند. خیلی نزدیک شده بودند. با یک رگبارف چند نفرشان را به درک فرستادم . دوباره اطرافم را انفجار نارنجک و گلوله فرا گرفت . عراقی ها پی در پی آرپی جی و گلوله شلیک می کردند تا از کشته شدن من اطمینان پیدا کنند . باز آتش آنها قطع شد .دیگر احتمال زنده ماندن کسی را نمی دادند...