نمایشگاه کتاب همراه شما هستیم تا 35% تخفیف بیشتر با کد تخفیف ketab1405
بوکلند
کتاب یک شاخه گل سرخ

کتاب یک شاخه گل سرخ

۱۷۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۱۷۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

سیروس همتی، نمایشنامه‌نویس است. این کتاب در بردارنده سه نمایشنامه به نام‌های «یک شاخه گل سرخ»، «جاثلیق» و «جناب هالو» است.

بریده‌ای از کتاب یک شاخه گل سرخ

«آقایون، سفره پهنه، بفرمایین حاجی‌خوری. [ جماعت می‌خندند ] آقا، هُل نده!... هُل نده! [ جماعت دورتادور سفره‌های چیده‌شده می‌نشینند و شروع می‌کنند به ولیمه‌خوری. مش‌رضا کنار ِمسجد است. در همین حین، کشیکچی وارد مسجد می‌شود. مش‌رضا مانع او می‌شود ] کشیکچی: به‌به به‌به! مش‌رضا، ان‌شاءالله قسمت شوما. مش‌رضا: امشب ضیافت بزرگاست، بفرما، بفرما سدّ معبر نکن! کشیکچی: اینجا که دیگه بزرگ و کوچیک نداره. مش‌رضا: ببین التماس نکن. اولاً جای سوزن انداختن نیست، دوماً فقرا و بقال‌ها، دلّاک‌ها و حمّامی‌ها و خیاط‌ها و آب‌حوضی‌ها و الی ماشاءالله[ مکث ]فردا شب ان‌شاء‌الله. بفرما، بذار به کارمون برسیم. کشیکچی: کار من مهم‌تر از شکمه. مش‌رضا: می‌خوای که به این بهونه بذارم بری تو. کور خوندی! کشیکچی: کار واجب دارم. مش‌رضا: حاجی سرش شلوغه. کشیکچی: تو بهش بگو. بگو که من اومدم. مش‌رضا: مگه عقلم پاره‌سنگ ورداشته. اون وقت می‌زنه تو گوشم و من رو از اینجا می‌ندازه بیرون. اون وقت همون بلایی رو که سر تو آورد سرِ منم می‌آره. کشیکچی: واسه چی بندازدت بیرون؟ مش‌رضا: واسه چی! واسه اینکه به من می‌گه مش‌رضا من داشتم با دو تا آدم‌حسابی حرف می‌زدم اون وقت تو...»