راهنمایی الهامبخش که با هدف تغییر طرز فکر و ایجاد نگرش مثبت در زندگی روزمره طراحی شده است. این کتاب شامل مجموعهای از تأملات روزانه، حکمتها و نقلقولهاست که میتواند به خوانندگان کمک کند تا در طول یک سال، نسبت به زندگی و چالشهای آن، نگرش مثبتی پیدا کنند.
شما میتوانید بهطور فیزیکی مغزتان را با تغییر آگاهانۀ افکارتان تغییر دهید و این قابلیت را دارید که افکارتان را از نظر نژادی، شرایط اقتصادی-اجتماعی و حتی اعتقادات مذهبی تغییر دهید.
در اینجا سؤال این است که افکارتان دقیقاً چطور میتوانند مغزتان را تغییر دهند؟ افکار ما از طریق انعطافپذیری عصبی، توانایی مغز برای سازماندهی مجدد خودش و با تشکیل اتصالات عصبی جدید قادر هستند مغزمان را تغییر دهند. ازاینرو افکار جدید مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد میکنند و افکار تکراری مسیرهای موجود را تقویت میکنند. افکار ما میتوانند ساختار و عملکرد مغز ما را بهطور واقعی تغییر دهند. با انجام فعالیتهای ذهنی تکراری مثل تفکر مثبت، میتوانیم مغزمان را دوباره آموزش دهیم تا به احساسات مثبت بیشتر تمایل پیدا کند.
اما بهخاطر گرایش منفی مغز ما، تمرکز روی نکات مثبت میتواند یک چالش باشد؛ درواقع مغزهای ما به لحاظ عصبی طوری طراحی شدهاند که بیشتر بهدنبال مشکلات باشند تا موارد خوب. گرایش منفی دلیل این است که تجربههای منفی تأثیر بسیار بیشتری نسبت به تجربههای مثبت با همان شدت بر ذهن ما دارند.
دکتر فردریکسون، یک پژوهشگر مشهور درزمینۀ روانشناسی مثبت و نویسندۀ کتاب دروغهایی که به خودمان میگوییم، میگوید که برای غلبه بر یک فکر منفی حدود سه فکر مثبت لازم است. تصویری از یک ترازو را تصور کنید. از آن ترازوهایی که یک میلۀ افقی دارد و از هر دو طرف آن یک کاسه برای وزن کشیدن آویزان شده است. یک کاسه مملو از پَر است و در کاسۀ دیگر سنگریزه قرار دارد. پَرها همان افکار مثبت هستند و سنگریزهها افکار منفی. برای اینکه ترازو بهسمت کاسۀ پَر برود، برای هر سنگریزه، به سه پر نیاز داریم؛ یعنی به تعداد زیادی فکر مثبت نیاز داریم تا با افکار منفی که بر ذهن ما تأثیر میگذارد، مقابله کنیم.