این کتاب، با هدف معرّفی آثار نسل تازهای از نویسندگان به نگارش درآمده است. برخی از عناوین این داستانها عبارتند از: «سکوت»، «چهارشنبهسوری»، «مردی در باران»، «یک اشتباه»، «راز»، «یک سار پرید»، و «خاتون». در داستان «یک سار پرید» میخوانیم: شخصیت اصلی داستان در حالی که روی تختخوابش بیجان افتاده، روحش را روی صندلی میبیند. او نمیتواند مرگ مادرش را تحمّل کند، به همین دلیل از همه بریده و خودش را فراموش کرده است. روح خسته راوی او را تهدید میکند که از جسمش جدا شده و تنهایش میگذارد. با این اتّفاق، او دوباره به زندگی برمیگردد و دید تازهای نسبت به مرگ و زندگی پیدا میکند.
چشمهایم را تا نیمهباز کردم خیره به صندلی تصویری محو بود در تیره روشن فضای اتاق با خود زمزمه کردم این کیست؟ من که تنها بودم چقدر شبیه خودم بود شاید مادر بود؛ اما نه خودم بودم رنگپریده درهمشکسته چشمها به گودنشسته موهای آشفته نگاه سردرگم نزدیک، اما دور... دور...