بچهها هنوز از آب و گل در نیامده بودند. شبها بیدار میشدند و گریه میکردند. دو ساعت مادرشان بیدار میماند، دو ساعت پدرشان. روزها هم بعد از درس، ساعتی برای بازی با بچه ها گذاشته بود که مادرشان استراحت کند.