این جلد با یه حس عجیب شروع میشه؛ همون لحظهای که امیرعلی اسم خودش رو بین اسامی «لیست نفرت» میبینه! خب راستش حتی برای یه قهرمان هم این صحنه یکمی ترسناکه.
ایلیا میدونه مهیار دیگه اون پسر سادۀ مدرسه نیست، اما هنوز نمیفهمه این قدرت تاریک از کجا اومده و چرا هر لحظه داره قویتر و غیرقابلکنترلتر میشه. از اون بدتر؟ ایلیا هیچ تصوری نداره که مهیار چه تواناییهایی داره… و خب این یعنی هر ثانیه ممکنه با یه چیز کاملاً غیرمنتظره روبهرو بشه.
اما نکتۀ اصلی اینجاست: مشکل امیرعلی واقعاً خود مهیار نیست.
نه قدرت زیاد و تاریکش، نه حتی اون جیغهای عجیبش. مشکل واقعی حسیه که توی دل امیرعلی پنهون شده؛ چیزی که باید باهاش روبهرو بشه، قبولش کنه و شکستش بده. قهرمان شهر باید با درون خودشم مبارزه کنه؛ و خب این مبارزه آسون نیست، مگه نه؟
جلد ۱۶ پره از تعلیق، مبارزههای خفن، رازهای تازه و اون حسی که هر لحظه میگه: «اوه اوه… تازه داریم میرسیم به اصل ماجرا!» اینبار هم مثل همیشه ایلیا تنها نیست و تو کنارشی تا توی این مسیر همراهیش کنی.
📌 اگه فکر میکنی ایلیا تا الان کلی چیز دیده، صبر کن این جلدو بخونی.
📌یه قهرمان جدید توی شهر هست که ایلیا تازه باهاش ملاقات میکنه؛ میخوای بدونی کیه؟ جوابش اخر این جلد منتظرته.
📌 میخوای بدونی وقتی اسم یه قهرمان توی “لیست نفرت” دشمنش باشه چی میشه؟ خب… فقط یه راه داره: این جلد رو بخون!
📌 تو این جلد میفهمی خطرناکترین دشمن همیشه بیرون نیست… گاهی توی دل خودته.
📌 اگه فصل دوم ایلیا رو تا اینجا دوس داشتی، جلد ۱۶ همون جاییه که اوج میگیره. پس صددرصد ارزش خرید داره.
اگه میخوای بدونی قهرمانا چطوری از دل شکست، قدرت واقعیشونو پیدا میکنن، جلد ۱۶ همون چیزیه که نباید از دستش بدی. این جلد دقیقاً اون جاییه که میفهمی دشمن واقعی ایلیا همیشه اون بیرون نیست.
اگه دنبال یه ماجرای هیجانانگیز، رشد شخصی و اکشنهای خفنی، جلد ۱۶ رو همین الان سفارش بده.