یه لحظه فکر کن یه نوجوان کاملاً معمولی باشی… مثل امیرعلی! فقط یه زندگی ساده، یه عالمه سوال بیجواب، و مهمتر از همه پدری که رفته و جایخالیش باقی مونده. ولی خب، کی فکر میکنه زندگی همین پسر آروم، یهو زیر و رو بشه اونم از نوع ابرقهرمانیش.
امیرعلی همراه خواهرش ریحانه و مادرش مشغول یه زندگیه کاملا عادیه. یجاهایی شاید حتی حوصلهش از روزمرگی سر میره؛ مثل من و تو. اما رفیقهای باحالی داره. مرتضی هیکلش گندهست اما دلش قد گنجشکه؛ خدایی رفیق مشتی و بامرامیه. کامران سرش توی درس و کتاب و اکتشافه، بچه زرنگیه برای خودش. آرش هم ترشی نخوره به کامران میرسه؛ دست به آچاره و یه موتور خفن داره که سالار صداش میکنه.
اما روزمرگیهای ایلیا و دوستهاش یجایی تموم میشه. کجا؟ خب راستش همه چی از مریض شدن مادر ایلیا شروع شد و بعدش هم دنبال دارو گشتن. اما یهو پای یه ازمایشگاه عجیب به ماجرا باز شد.
وقتی امیرعلی و دوستهاش از پلههای آزمایشگاه مخفی پایین میرن، فکر میکنی چی میبینن؟ یه اتاق معمولی؟ چندتا دستگاه؟ شایدم هیولا.. ممکنه مگه نه؟
بنظر میآد نقشۀ تاریکی پشت این آزمایشگاه و چیزای داخلشه. نقشهای که ردپای خاندان سایه رو میشه توش دید. پس نیازه که خاندان نور یه مبارز جدید برای خودشون پیدا کنن تا دست به کار بشه و بره سراغ نوچههای سایه. آها اره… ماجرای خاندان نور و سایه رو هم توی راه میفهمی صبر داشته باش.
امیرعلی مونده بین دو تا انتخاب:
فرار کنه و به زندگی معمولیش بچسبه… یا بمونه تا جلوی این فاجعه رو بگیره؟ مگه اصلا میتونه؟ خب… نمیدونیم اما شاید خاندان نور بهش کمک کنه و یه امانتی بهش بده تا با استفاده ازش سایهها رو تارومار کنه. تو جای اون بودی چیکار میکردی؟
اصلاً امیرعلی واقعاً میتونه از یه نوجوون معمولی تبدیل بشه به قهرمانی که شهر لازم داره؟ اگه نور پشتش باشه شاید بتونه. پس بیا تا با هم مسیر تولد یه قهرمان رو تماشا کنیم و شاید همراهیش کنیم.
📌چون توی همین داستان قراره بفهمی یه نوجوون معمولی هم میتونه قهرمان یا حتی ابرقهرمان بشه!
📌اینجا بین صفحههای این کمیک، یه فرصت داری برای ابرقهرمان شدن پس نباید از دستش بدی.
📌چون امیرعلی گیر کرده وسط یه انتخاب سخت: زندگی معمولی یا قهرمانی؟ بیا با هم کشف کنیم انتخابش چیه و انتخاب درستیه یا نه؟
📌قراره یه قهرمان جدید متولد بشه و ما هم باید همراهیش کنیم. توی این مسیر خطر و ماجراجویی کم نیست پس حواست باشه جا نمونی.
📌دلیل آخر؟ خب معلومه، این خفنترین ابرقهرمانیه که تا حالا توی زندگیت دیدی، اونم از نوع ایرانیش.
امیرعلی فقط دنبال یه زندگی معمولی بود؛ تا اینکه یه راز زیرزمینی کاری کرد بفهمه «معمولی بودن» شاید تنها انتخاب نیست. اینجا توی همین کتاب قراره شروع قهرمان بزرگ ما رو ببینی. قهرمانی که مسیر سختی جلوشه اما با کمک تو از پسش برمیاد.
همۀ ما یه ایلیا توی وجودمون داریم که آمادهست تا نورش رو آزاد کنه و ابرقهرمان دنیای خودش باشه. بیا تا کنار امیرعلی توی این کمیک خوشساخت و متفاوت، بفهمیم راه ابرقهرمانی چطوره.