در این کتاب، ابتدا به دلایل اهمیت فرهنگ و ضرورت مدیریت فرهنگی در جامعۀ امروز ایران اشاره شده و در ادامه، به تشریح عوامل تغییر دهندۀ جامعه، ذیل شش محور عمده پرداخته است.
۱. تأثیرات افراد، سازمانها و نهادهایی که مأموریت اصلی آنها اصلاح فرهنگ جامعه است.
۲. پیامدهای فرهنگی فعالیتهای افراد ، سازمانها و نهادها که در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فعالیت می کنند.
۳. تحولات ناشی از پیشرفتهای علمی، فنی، جمعیتی و توسعهای در داخل کشور.
۴. تأثیرات ناشی از تهاجم آگاهانۀ دشمنان به مبانی فرهنگی جامعه.
۵. آثار و پیامدهای الگو گیری از نوع سازماندهیها، علوم انسانی تولیدشده در جوامع دیگر و فرایندهای جهانی شدن.
۶. تحولات ناشی از پیشرفتهای علمی و فنی در سطح جهان.
سپس، با تفصیل چگونگی تغییر در اعتقادات، تمایلات و الگوهای رفتاری افراد که در روند جامعهپذیری آن ها، بهصورت مستقیم و آگاهانه یا غیرمستقیم صورت می گیرد، سعی شده است ذهن مخاطب را برای پذیرش عقلانی و علمی چگونگی تأثیر فعالیتهای غیرفرهنگی در تحولات فرهنگی جامعه آماده کند.
اثبات این موضوع که برای اصلاح فرهنگ یک جامعه ، همۀ افراد و همۀ سازمانها در همۀ بخشهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید احساس مسئولیت کنند و در قدم اول، برای شناخت تأثیرات سازمان خود در فرهنگ جامعه اقدام کنند ، زمینه را برای ورود در بحث فلسفۀ پیوست فرهنگی باز کرده است.
لایه اول: تاثیر مستقیم پیوست فرهنگی در افزایش نقش سازنده هر سیاست اجرایی، طرح و پروژه در سازندگی کشور لایه دوم: تاثیر پیوست فرهنگی به عنوان موتور فعالسازی و تسریع در پیگیری سایر طرحهای راهبردی مطرح شده از سوی مقام معظم رهبری لایه سوم: آثار و فواید جانبی پیوست فرهنگی در حل و فصل معضلات فعلی اجرای طرحها و مشکلات روزمره جامعه لایه چهارم: آوردن فرهنگ از حاشیه به متن