خاطرات فرماندهی از گروهان هنگ ۱ تیپ ۴۱۳ عراق، کهدر زمان جنگ ایران و عراق در عملیات کربلای ۵ ایرانیها بهنیروهای ایرانی پناهنده شده است.
راوی این خاطرات به شرح درگیریها در مناطق جنگی سید صادق، پنجوین، شلمچه و بصره و عملیات کربلای ۵ ایرانیها پرداخته است. وجود جوخههای اعدام در جبهههای عراق جهت کسانی که بدون دستور مافوق مبادرت به عقبنشینی میکنند/ متهمکردن افسران ردهبالا عراقی به بیکفایتی از سوی یکدیگر/ شرب خمر افسران ارتش عراق/ مجوس خواندن ایرانیها توسط صدام حسین/ دریافت مدال شجاعت توسط راوی از طرف صدام حسین/ پرتکردن ۳ اسیر ایرانی از هلیکوپتر به دست هشام صباح الفخری/ بمباران شیمیایی منطقه پنجوین توسط عراقیها/ تأکید راوی مبنی بر وجود مددهای غیبی برای ایرانیها با ذکر چندین نمونه/ رفتار غیرانسانی عراقیها با اعضای سپاه پاسداران و بسیجیان اسیر/ وجود مؤثرحجةالاسلام ابوترابی و برخورد راوی با وی/ منافقین و همکاری آنان با حزب بعث و شرحی بر عملیات کربلای ۵ ایرانیها موارد عمده نقل شده در این خاطرات است.
هشام نماینده صدام در عملیات با سه سرباز ایرانی سوار بر هلیکوپتر شده سربازان محافظ که سلاحهایشان را بهطرف آن سه ایرانی نشانه رفته بودند هم سوار شدند. هلیکوپتر نزدیک مرز رسیده و بسیار بالا رفته بود. آن گاه از درون هلیکوپتر و درحالیکه سربازان و اهالی شاهد بودند. آن سه سرباز ایرانی باقدرت به پایین انداخته شدند که پس از غلتخوردن بر قلههای بلند چون توپی غلتان از مکانی به مکان دیگر افتادند و سرهایشان از بدنشان جدا شد.