رضا امیرخانی داستاننویس در نیمدانگ پیونگیانگ تجربههایش را از سفر به کره شمالی ثبت کرده که نقطهی ابهامی در ذهن بسیاری از مردم جهان است و کوشیده چهرهی حقیقی آن کشور را کشف کند.
این کتاب شامل سه بخش است که با عناوین کیمچی، قاشقچی و چیطولی نامگذاری شدهاند. امیرخانی به جز آثار داستانی، در سفرنامههایش به عنوان منتقدی صریح شناخته شده است. عقاید، نثر، سبک و حتی رسمالخط او برایش هویتی مستقل به ارمغان آورده است.
او یکی از پرخوانندهترین نویسندگان امروز ادبیات ایران است.نیمدانگ پیونگیانگ روایت دو سفر رضا امیرخانی در سالهای 2018 و 2019 به کره شمالی است. او که پیشتر سفرنامهی افغانستان؛ "جانستان کابلستان" را هم منتشر کرده اینبار تجربهای متمایز را به اشتراک گذاشته است.
خود امیرخانی اذعان دارد این کتاب با توجه به محدویتها و هویت سیاسی آن کشور سفرنامه نه که روایت عینبهعین دیدهها و شنیدههاست با حداقل پیشداوری. مستندات در خصوص کره شمالی عمدتا معطوف به خاطرات افرادیست که موفق به فرار از این کشور شدهاند و حالا روزنگاریهای یک ایرانی تحلیلی دقیقتر از آن جامعه و تفکر ارائه میکند.
مسافران جوسان در نیمدانگ پیونگیانگفرصت سفر اول در همراهی با جمعی از اعضای حزب مؤتلفه اسلامی که با حزب کارگران کره خواهرخواندگی دارد و به پیشنهاد فرزند سید محمود دعایی دست میدهد.
رضا امیرخانی که در پوشش تیمی مستندساز راهی شده بازدیدها و نشستهای روزانهای که حزب برای مسافران ایرانی تدارک دیده، کنجکاویهای خود در کشف نادیدهها و برقراری ارتباط با مردم و البته تقارن حضورشان با سرنوشتسازترین روزهای آن کشور در مذاکره با آمریکا را به قلمی صمیمی بازگو میکند.
امیرخانی به ایران بازمیگردد اما بهعلت سرسختی میزبان در پنهانکاری، پاسخی برای سؤالاتش دربارهی زندگی واقعی در کره شمالی نیافته.
نامهنگاریهای او برای اخذ ویزا آغاز و سرانجام با موافقت حزب حاکمه در سفر دوم شرایط دیدار از زندگی مردم عادی تا حدودی فراهم میشود و جریانی متفاوتتر از سفر اول رقم میزند.
نیمدانگ و دیگر هیچامیرخانی طی این دو سفر و محصور در تدابیر امنیتی شدید تلاش کرده حقیقت زندگی آن مردم را به تصویر بکشد اما به قول خودش این تنها نیمدانگ از پیونگیانگ است و اجازهی ورود به پنجونیم دانگ آن را نداشته است.
شاید مهمترین سؤال برای خوانندهی ایرانی این باشد که نسبت ما با کره شمالی چیست؟ و تحریم که نقطهی اشتراک تأسفبار هر دو کشور است تا چه اندازه انسان ایرانی را به انسان کره شمالی نزدیک میکند؟ آیا ایرانی نبود مطلق فردیت را دوام میآورد؟
رضا امیرخانی بهقدر دسترسی، مواجههی مردم کره با چارچوبها و قوانینی که ناچار و گاه مشتاق به رعایت آن هستند را تشریح کرده و در نهایت این ما هستیم که پس از خواندن کتاب زمزمه میکنیم: ایران کره شمالی نخواهد شد!