همه آن خاطرات شیرینی که از او داشتم در نظرم مجسم می شد. اشک ریختن برای او کم بود؛ بیقرار او بودم. دشت وسیع به نظرم تنگ میآمد وآسمان گرفته و غم آلود بود…
بریدهای از کتاب نشانی از قهرمان بی نشان
در گیرودار عملیات والفجر ۸ خبر شهادت محمد قهرمان را از نجاتی، فرمانده ادوات شنیدم که داشت به سردار باقر قالیباف خبر میداد از بیسیم خبر مملو از درد و اندوه شهادت محمد را دریافت کردم همه آن خاطرات شیرینی که از او داشتم در نظرم مجسم میشد. اشک ریختن برای او کمبود؛ بیقرار او بودم دشت وسیع به نظرم تنگ میآمد و آسمان گرفته و غمآلود بود .
مشخصات