نادیا برندهی جایزهی دوم ترجمه از فرانسه به فارسی توسط سفارت فرانسه در ایران است.آندره برتون «نادیا» را بهعنوان رمانی سوررئالیستی نوشت تا بر مانیفست سوررئالیسم صحهای بگذارد و شیوه نوشتن این رمان را به جهان معرفی کند. اگر چه باید گفت که نادیا طبق مانیفست سوررئالیستها چندان هم اثری سوررئالیستی نیست.
نادیا با اسم کامل لئونا-کامیل-گیسلن- دلکور، زنی که در فقر روزگار میگذراند و با توهمات جنونآمیز دست و پنجه نرم میکرد؛ نادیای 24 ساله طبق تاریخنگاری دقیق برتون، در 6 اکتبر 1924 در خیابان «لافایت» پاریس، هنگام پرسهزنی آندره برتون 30 ساله سر راه او قرار میگیرد. زنی آشنا برای بیشتر مردان شهر پاریس که آندره برتونِ نویسنده را تحتتأثیر قرار میدهد و این دو در نهایت به یکدیگر دل میبازند. برتون متأهل و نادیا یک دختر 3 ساله دارد که او را پنهان کرده است.
دربارهی آندره برتون این آشنائی 4 ماه طول میکشد تا وحشت برتون آن را به جدایی ختم کند و داستانش را بهعنوان دومین رمان خود در سال 1928 به تحریر درآورد، اما حقیقت این است که با وجود اینکه آندره برتون از تاریخ و حوادثی دقیق و شخصیتهای حقیقی در رمانش نام میبرد، نمیتوان گفت که چه بخشهایی حقیقت دارد و چه بخشهایی تخیل اوست.
اما ایده اثیری-لکاته بودن معشوقه شاید از همین رمان نشأت گرفته باشد. روایت آندره برتون از نادیا، روایتی میان رویا و واقعیت است و او قصد دارد با آوردن زمان و مکان دقیق و مشخص و انتشار عکسهایی از مکانها و زمان وقوع داستان، خواننده را مجاب کند که همه آنچه روایت میکند، واقعیت دارد، تا آنجا که بسیاری در پی کشف هویت نادیا و یافتن او برآمدهاند.
نادیا روایتی غیرخطی دارد و نمیتوان بهطور دقیق گفت یک خودنگاره است یا صرفاً حاصل تخیل نویسنده. این رمان سه فصل دارد که فصل نخست و فصل سوم بیشتر به ایدههای سورئالیستی پایهگذار آن اختصاص دارد. نگارشی که برتون در آن از روایت منطقی و جملههایی در چارچوب روایت، پرهیز میکند تا بهمعنای کلیشهای «روایت» پایان دهد و معنا را در بیمعنایی بیابد. ظاهراً یک اتوبیوگرافی با ساختاری ضدرمان که قصد دارد آرمانها و اصول سبک سوررئالیسم، با هالهای از ابهام و شگفتی را که بازگوکنندهی شخصیت غیرطبیعی و سوررئالیستی نادیاست به چالش بکشید.
این بخش شامل پرسهزنیهای برتون در شهر و افکار و ذهنیات سرگردان اوست؛ اتفاقات روزمره و وقایعنگاریهایی که منطق سوررئالیسم را تعلیم میدهد؛ مؤلفههایی مثل تصادف عینی که از ارکان سوررئالیسم است. زمان در نادیا تعریفپذیر نیست و نادیا هم بهواسطهی شخصیت سوررئالیستیاش در گسترهی زمان و مکان نمیگنجد. همانطور که گذر از زمان و مکان نیز از ویژگیهای ضمیرناخودآگاه است. در بخش دوم، قصه نادیا و بخش سوم، رابطه تازه برتون با زنی زیبا به اسم سوزان موزار است که برتون او را در نوامبر ۱۹۲۷ بعد از اینکه دو بخش اول نادیا را مینویسد، ملاقات میکند.
رمان نادیا با تصویر روایت شده است.
عکسها و نقاشیهای عجیب نادیا که نیاز به رمزگشائی دارد.