«میاندار» روایتی است از زندگی حاج محمد طالبی، فرماندۀ بسیج در دوران جنگ تحمیلی ایران و عراق، که نه تنها به عنوان یک رزمنده، بلکه به عنوان یک شخصیت با ایمان و ارزشهای اخلاقی عمیق، تصویر شده است. کتاب از منظر اول شخص و با استفاده از خاطرات و تجربیات شخصی نوشته شده است.
در این بخش، تمرکز بر روی اهمیت ایمان، استقامت، و نقش آنها در مقابله با سختیهای ناشی از جنگ است. از طریق داستان زندگی حاج محمد طالبی، نویسنده به بررسی چگونگی تأثیرگذاری ارزشهای اخلاقی و معنوی بر روی روحیه و رفتار انسانها در شرایط دشوار میپردازد. این کتاب نه تنها ابعاد نظامی و جنگی را پوشش میدهد، بلکه به عمق بینش و احساسات انسانی رزمندگان و افراد درگیر در جنگ میپردازد.
در مجموع، کتاب «میاندار» نه تنها روایتی از وقایع جنگی است، بلکه پرترهای است عمیق از مبارزه انسانی برای حفظ ایمان، ارزشها، و … .
از طریق بی سیم با نیروهای محاصره شده در نیزار در ارتباط بودم. دو شب بیایی برای شکستن حلقه محاصره پای کار می رفتیم ولی شرایط به هیچ وجه اجازه کار را نمی داد. عده ای در دل نیروهای دشمن در محاصره بودند در میان نیزار، با بدنهای زخمی و تحلیل رفته آنها باید در گرمای سوزان روز عرق می ریختند و در سرمای سخت شب می لرزیدند. باید گرسنگی چندروزه را به امید امداد فردایی نامعلوم تحمل می کردند صدای نزار آنان در پشت بی سیم قلیم را سخت می فشرد. می دانستم که آنها چشم به راه من اند به آمادگی بدنی و غیرت من مطمئن بودند و امید داشتند آنها را از محاصره بیرون بکشم اما من ناتوان تر از هر زمانی مانند پرنده ای گرفتار، به هر سو که می رفتم دیواره قفس بود و این مرا بیشتر شرمنده می کرد تازه می فهمیدم انسان تا چه اندازه ضعیف است.