کتاب موندو، رمانی است که به گوشهای از تاریخ جنگ در خرمشهر میپردازد. نویسنده برشی از یک زندگی را انتخاب کرده که به تخلیهٔ قسمت شرقی این شهر و سقوطش برمیگردد. این برش را دستمایه قرار داده و با سلسله اتفاقات سوررئال (فراواقعگرایانه) آن را ادامه داده است. خود نویسنده اهل خرمشهر است و آنجا بسیاری از اتفاقات جنگ را شاهد بوده.
او برای اینکه اثر را از خاطرهنویسی دور کند، این مشاهدات را از زبان یک راوی نوجوان روایت کرده است. بسیاری از برشهای این روایتها، واقعیت دارند. محمدرضا آریان فر گفته است که برای او فرقی نمیکند که خرمشهر باشد یا جای دیگر؛ هر جای دیگر هم اتفاقی رخ میداد، او آن را مینوشت و رمان موندو را میآفرید؛ رمانی که فضای خیال و حماسه را مانند سایر آثار این نویسندهٔ معاصر ایرانی در کنار هم دارد.
هنوز از بهت دیدن این صحنه بیرون نیامده بودم که یکدفعه جسم باران جان مقابل چشمانم کوچک و کوچکتر شد تا شد اندازه دکمهای و نشست روی شانهام صدایش در گوشم پیچید پرید و با پرندههای دیگر اوج گرفت و از برابر چشمانم دور شد!