کتاب مقاومت در سوسنگرد گوشهای از رشادتهای به یاد ماندنی و ستایشآمیز مردم عرب سوسنگرد و دشتآزادگان در مقابله با نیروهای اهریمنی صدام است. مردمی که هرگز فریب تبلیغات ریاکارانه عراقیها را نخوردند و با همه توانشان، از سرزمین ایران دفاع کرده و دشمن را سرانجام از خاکشان بیرون کردند.
علی بالشی در سال ۱۳۳۴ در سوسنگرد متولد شده است. بعد از کلاس ششم ابتدایی، برای ادامه تحصیل به اهواز میرود. علاوه بر آموزش قرآن و احکام دین، گروهی را، بر ضد رژیم پهلوی تشکیل داده بودند. فعالیت سیاسی او در اهواز بیشتر میشود. در سال ۱۳۵۳ دیپلم میگیرد و همان سال به سربازی میرود. در تهران و شیراز از دوران خدمت سربازی را طی میکند و در سال ۱۳۵۶ از دانشسرای اهواز فوق دیپلم زبان و ادبیات انگلیسی میگیرد. او تا پیروزی انقلاب، همچنان به فعالیتهای سیاسیاش ادامه میدهد و حتی یک بار از سوی ساواک دستگیر میشود و یک هفته تحت بازجویی قرار میگیرد و بعد آزاد میشود. مدتی بعد از پیروزی انقلاب، با وجود مشکلات زیاد، سپاه پاسداران سوسنگرد را تشکیل میدهند. علی بالشی یک از سه عضو شورای فرماندهی سپاه سوسنگرد میشود. سپاه شروع به آموزش نیرو میکند تا وقتی که عراق در دشت آزادگان نفود میکند. سپاه سوسنگرد متوجه احتمال حلمة قریبالوقوع عراق میشود، ولی امکانات بسیار کمی در اختیار دارد. حمله عراقیها از سیام شهریور سال ۱۳۵۹ شروع میشود و یک روز با انفجار گلوله توپ عراقیها ترکش به پاو ترکش دیگری به زیر چشمش علی اصابت میکند، ولی او بد از پانسمان در بیمارستان سوسنگرد، دوباره به طرف پل بستان میرود و به مبارزاتش ادامه میدهد. در این دورا شاهد شهید و زخمی شدن بسیاری از همرزمانش و مردم عادی شهرها و روستاها میشود او در عملیات آزادسازی بستان هم شرکت و شاهد ایثارگریهای همرزمان و مردم عادی است و بعدها شاهد آبادانی شهرش سوسنگرد و بازگشت مردم به شهر و شروع زندگی عادی و مرمت خانهها و مغازههای ویران شده است.
بهعنوان یک سوسنگرد و کسی که از نزدیک شاهد ماجراهای بسیاری در این شهر مظلوم بوده است دشمن بستان را که اشغال کرد بهپیش روی خود ادامه داد. روز چهارم یا پنجم مهرماه بود که با دهها دستگاه تانک بهسوی سوسنگرد حمله کرد عراقیها همان روز مجبور به عقب نشیـ عقبنشینی شدند. شدند. حدود نود هفت کیلومتر از سوسنگرد عقب نشستند و در منطقه تپههای اللهاکبر موضع گرفتند. فردای آن روز باز عراقیها حمله را شروع کردند ابتدا روستاهای هوفل سادات و چوبنات را اشغال کردند و جلو آمدند و تا لب رودخانه کرخه رسیدند. علاوه بر نیروی زرهی این بار پیادهنظام عراقیها هم وارد عمل شد. دشمن تا سهراهی رودخانه رسید و منطقه سبحانیه را به تصرف خود درآورد.