کتاب مرگ نوبه به قلم مهشید اسماعیلی رمانی عاشقانه از دل سعید و همسرش است که به جنگ میرسد و بمباران تهران. سعید و همسرش هر دو پزشک هستند. سعید در طول پستی و بلندیهای زندگی به این نتیجه رسیده است که انگار هیچ اتفاقی نمیتواند از او آدم متفاوتی بسازد. جنگ هم هرچقدر قدرتمند باشد، شبیه مابقی وقایع است و نمیتواند سعید را تغییر دهد! اما …
داستان از زبان همسر سعید روایت میشود. در پلان اول نسرین که خسته کار است به سختی سر از پشتی صندلی برمیدارد تا چایی که آدمخور شده است را بنوشد. نسرین روی تصویر مادرش قفل میشود و به خاطرهها دل میبازد.