کتاب قهوه قجری در فنجان ادبیات، نوشته کمال شفیعی و محمدرضا بیرنگ است و در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. کتاب قهوه قجری در فنجان ادبیات به بررسی محتوامحور ادبیات دوره بازگشت و زمینه های بروز نوگرایی با تکیه بر زندگی و شعر برخی شاعران نام آشنا و ناآشنای عصر قاجار می پردازد.
«قهوه قجری در فنجان ادبیات» از سه فصل با عناوین «در سراشیبی ادبیات»، «نوزایی ادبیات در منطقه غرب در عصر قاجار» و «اسدآباد و یک شاعر بیدیوان در عصر قاجار» تشکیل شده است که با نگاهی پژوهشگرانه به تبیین چیستی ادبیات قاجار مشغول و به سرنوشت آن گروه از رویدادهای ادبی و اجتماعی پرداخته که در بستر حاکمیت قاجار اتفاق افتاده و سرشت بخشی از ادبیات را شکل داده است.
عنوان کتاب برگرفته از تلخکامیها و شادکامی هایی است که از یک سو در دل انقلاب مشروطه نهفته است و از سوی دیگر به رسوم خاندان قجری در از میان برداشتن مخالفان خود با دعوت به صرف قهوه اشاره دارد و از سویی نیز در بردارنده مفهوم مدنظر نویسندگان برای معرفی کسانی است که عمر شریف خود را صرف برافروختن چراغ دانایی و خردورزی در سایه ادبیات کردهاند اما از ایشان کمتر سخنی به میان آمده است.
شفیعی و بیرنگ در مقدمه کتاب قهوه قجری در فنجان ادبیات درباره نام اثر نوشتهاند:
«برای کتاب، عنوان «قهوه قجری در فنجان ادبیات» انتخاب شده است. داستان قهوه قجری و اینکه در عصر قاجار چه کسانی طعم آن را میچشیدند موضوعی آشکار و بینیاز از تفسیر و توضیح است، اما وقتی این قهوه کشنده در فنجان ادبیات و برای ادبیات آماده میشود، طبیعی است ناظر بر ستمی است که طبقه فرهنگ یا ذات ادبیات از حاکمیت قاجار متحمل شده است؛ به بیان دیگر، ادبیات با حاکمانی دیگر میتوانست اوضاع متفاوتی را در این عصر سپری کند که این گونه نشد تا موضوع بازگشت، که مُعرّف و مبیّن بخشی از سردرگمی ادبیات است، در این عصر اتفاق بیفتد که در سطور پیشین درباره آن سخن به میان آمد.»
در دورههایی از تاریخ، مدارای شاعران و نویسندگان با حاکمان -گاه از سر اجبار و گاه به اختیار- برای چند نسل به طول انجامیده و اصحاب فرهنگ با آگاهی از ضرورت مدارا، به دلیل پاسداشت و حفظ ادبیات و فرهنگ، به این مدارا تن داده و گوش به فرمان بودهاند. آیا میتوان مدعی شد در دربار محمودی رفتار ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی در برگرداندن مکاتبات درباری از عربی به پارسی اندیشمندانه نبوده است؟ این رفتار واکنشی تدافعی برای حفاظت از زبان پارسی بوده و طبیعی است اگر چنین دانشمند خطیری در مواجهه با پادشاه طریق سازشکارانه پیش گیرد و مطیع امر باشد. چنین ویژگی درباره ادیبان و فرهنگ دوستان اعصار پیشین که در دستگاه حاکمیت جاهی و مقامی داشتند، مصداق دارد. رشیدالدین فضل الله ابن یمین فریومدی و ... همگی در دستگاه حاکمیت دارای مرتبه و مقام بوده و احیاناً برای حراست از عقبه فرهنگ طریق مصالحه پیش گرفته اند.