قطار شبانهٔ لیسبون رمانی فلسفی و تأملبرانگیز از پاسکال مرسیه، نویسندهٔ سوئیسی، است؛ نویسندهای که نام واقعیاش پیتر بیری است. او در ۲۳ ژوئن ۱۹۴۴ در برن متولد شد و از سال ۱۹۹۳ استاد فلسفه در دانشگاه آزاد برلین بوده است. حوزهٔ تخصصی مرسیه فلسفهٔ زبان و فلسفهٔ تحلیلی است؛ دانشی که ریشههای آن بهوضوح در لایههای عمیق این رمان دیده میشود.
قطار شبانهٔ لیسبون نخستینبار در سال ۲۰۰۴ منتشر شد و تاکنون به بیش از پانزده زبان ترجمه شده است؛ رمانی که خیلی زود به یکی از مهمترین و پرفروشترین آثار ادبی اروپا در آغاز قرن بیستویکم بدل شد.
«زمانیکه دیکتاتوری به یک امر واقع بدل میشود، انقلاب وظیفه است.»
این جمله از کتاب قطار شبانهٔ لیسبون نهتنها یکی از گزارههای کلیدی رمان، بلکه شعاری الهامبخش برای جنبش دانشجویی آفتابگردان در مارس ۲۰۱۴ تایوان شد. همین پیوند میان ادبیات، فلسفه و کنش اجتماعی است که این اثر را به متنی فراتر از یک رمان معمولی تبدیل میکند.
مرسیه در این اثر جاهطلبانه و پیچیده، به سراغ پرسشهایی میرود که قدمتی به اندازهی تاریخ بشر دارند:
ما که هستیم؟
چگونه میتوانیم تجربهی زیستهی خود را آگاهانه در اختیار بگیریم؟
بنیان اندیشهی انسانی تا چه اندازه شکننده و توهمزده است؟
قهرمان داستان، ریموند، معلمی پنجاهوهفتساله و متخصص زبانهای باستانی مانند یونانی، لاتین و عبری است؛ مردی که به نظم، تکرار و آسایش پیشبینیپذیر زندگی سادهاش خو گرفته است. زندگی او تا روزی که زنی مرموز را از مرگی که به نظرش خودکشی میآید نجات میدهد، در سکونی مطلق جریان دارد.
این ملاقات کوتاه، زندگی ریموند را دگرگون میکند. او همان روز با کتابی از نویسندهای ناشناس به نام آمادئو دو پرادو روبهرو میشود؛ پزشک و نویسندهای پرتغالی (و البته خیالی) که نوشتههای فلسفیاش سرشار از تأمل دربارهٔ مرگ، میرایی، دوستی، عشق، وفاداری و ایثار است. همین کتاب، ریموند را وادار میکند که زندگی آشنای خود را ترک کند و شبانه با قطار، از برن راهی لیسبون شود.
جستوجوی ریموند در کوچهها و کنجوکنار لیسبون، همزمان سفری بیرونی و درونی است. او در خلال خواندن نوشتههای پرادو و شناخت زندگی و مبارزات او، به گوشههای پنهان ذهن و هویت خود نیز سرک میکشد. پرادو پزشکی شاعرمنش است که علیه دیکتاتوری سالازار قیام کرده و نوشتههایش به نوعی مانیفست انسانی برای قرن بیستویکم بدل میشوند.
در این مسیر، مرسیه با چیرهدستی خواننده را به اعماق انسانیت مشترک بشر میبرد و بینشی نفسگیر از زندگی، عشق، آزادی و قدرت زبان ارائه میدهد.
به اعتقاد بسیاری از منتقدان، قطار شبانهٔ لیسبون یکی از مهمترین رمانهای فلسفی قرن بیستویکم است. این کتاب بلافاصله پس از انتشار در آلمان، به یکی از پرفروشترین آثار ادبی اروپا تبدیل شد و میلیونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسید.
از درونمایههای اصلی این اثر میتوان به خودآگاهی، امکان شناخت دیگری، محدودیتهای زبان و جستوجوی هویت فردی اشاره کرد؛ مفاهیمی که مرسیه آنها را نه در قالب نظریه، بلکه در دل یک روایت داستانی عمیق و انسانی طرح میکند.
در پی موفقیت خیرهکنندهٔ رمان، بیله آگوست، کارگردان دانمارکی، در سال ۲۰۱۳ فیلمی با همین نام و با بازی جرمی آیرنز از این کتاب اقتباس کرد. این فیلم نخستینبار در شصتوسومین جشنوارهٔ بینالمللی فیلم برلین به نمایش درآمد.
پاسکال مرسیه برای رمان قطار شبانهٔ لیسبون در سال ۲۰۰۶ موفق به دریافت جایزهٔ ماری لوئیزه کاشنیتس و در سال ۲۰۰۷ برندهی جایزهٔ گرینساله کاوور شد.