برای پژوهشگران علوم انسانی نوشتن کتاب تا حدودی فعالیتی مبتنی بر گوشهگیری است. مؤلف ساعتها، روزها و هفتهها را تقریباً به شکلی منزوی در بایگانیها و کتابخانهها یا پشت میزی میگذراند. طی بیش از یک دهۀ گذشته، نوشتار به فعالیتی به شدت اجتماعی در همۀ مراحل این فرآیند شامل جستوجو، بایگانی کردن، انتقال ایدهها، تماس با منابع و البته گفتوگوی بیپایان دربارۀ انواع مختلف رسانههای اجتماعی تبدیل شده است.
پژوهش هیچ وقت متوقف نمیشود و نوشتن در همه جا روی میدهد. این کار همۀ جاهای خالی در زمان و مکان را پُر میکند. نوشتن تاریخ انتقادی رسانههای اجتماعی مستلزم ماجراجویی بیپایان و پویاست. وقتی به صفحه رایانه نگاه میکنیم، جهان شبکههای اجتماعی و اجتماعگروی آنلاین تغییر کرده است و به تفسیر مجدد نیاز دارد. دو دلیل برای مکث و اتمام کامل این جریان بیپایان اطلاعات وجود دارد؛ حتی اگر این وقفه به شکلی غمانگیز موقتی باشد. اول، متوجه میشوید که واسطی دیگر با تغییراتی جزئی یا یک برنامۀ کاربردی تازه مشکلات واقعی جهان را حل نخواهد کرد یا اصول تاریخ رسانههای اجتماعی را، که شما پیش از این گردآوری کردهاید، تغییر نمیدهد. دوم، پی میبرید که فعالیتهای اجتماعی آنلاین شما از روابط آفلاین، حتی اگر داخل خانه یا دفتر خود باشید، بیشتر شده است.
طی یک دهه گذشته زندگی شخصی و حرفه ای آن ها به تدریج با پلتفرم های شبکه های اجتماعی انباشته شده است پلتفرم هایی همانند فیسبوک و یوتیوب و ویکی پدیا و بسیاری از رسانه های دیگر به افراد امکان می دهد همانند خانواده آلوین از طریق به اشتراک گذاری محتوای ارتباطی و ابزار خویشتن ساختن مسیرهای شغلی و لذت بردن از زندگی های اجتماعی آنلاین با دیگران اتصال برقرار کنند در واقع حضور گسترده پلتفرم ها افراد را بر می انگیزد تا بسیاری از فعالیت های اجتماعی فرهنگی و حرفه ای خود را به این محیط های آنلاین منتقل کنند برای نوجوانی همانند زارا آلوین تصور زندگی بدون فیسبوک دشوار است و ساندرا به طور عمده برای تداومارتباط با مشتریان به توئیتر وابسته شده است.