کتاب غروب ابوغریب نوشته مجید زنگویی، خاطرات سرهنگ علی احمدی را روایت میکند؛ آزادهای که سالها در زندان مخوف ابوغریب، یکی از وحشتناکترین شکنجهگاههای رژیم بعث، اسیر بود. این کتاب با جزئیاتی تکاندهنده، داستان استقامت، ایمان و تلاش برای بقا را در دل تاریکی و ظلم به تصویر میکشد.
غروب ابوغریب تنها روایت درد و شکنجه نیست، بلکه حکایتی از مقاومت و حفظ انسانیت در برابر بیرحمی است. علی احمدی و همرزمانش، با وجود شرایط طاقتفرسا، ایمان و روحیه خود را حفظ کردند. این اثر مستند و تأثیرگذار، تصویری واقعی از تاریخ مقاومت آزادگان ایرانی ارائه میدهد و برای کسانی که به دنبال درسهایی از شجاعت و امید هستند، کتابی الهامبخش و خواندنی است.
خاموشی به معنای خاموشکردن برق نبود. از سر شب تا صبح برقها روشن بود و یک سرباز پشت پنجره قدم زمان میرفت و برمیگشت. اگر کسی از جایش تکان میخورد، سرباز اسمش را از روی پارچهای که بر روی سینهاش نصب بود میخواند و روی کاغذ مینوشت تا فردا تنبیهش کند حتی دلمان برای تاریکی تنگ میشد؛ اما دریغ از لحظهای تاریکی