تا 20% تخفیف بیشتر برای خرید های بالای 2 میلیون تومان با کد تخفیف KHM1405
بوکلند
کتاب عریان در برابر باد

کتاب عریان در برابر باد

۶۷۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۶۷۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

کتاب عریان در برابر باد نوشته احمد شاکری است. کتاب عریان در برابر باد داستانی درباره دوران جنگ و شهدای جنگ تحمیلی است.

داستان این کتاب در روستای کانی چاو در مرز ایران و عراق  می‌گذرد. ماجرای کتاب یک دهه پس از جنگ در این منطقه کردنشین می‌گذرد. بازمانده‌های حزب تجزیه طلب کومله که با تفکرات کمونیستی تلاش داشتند منطقه کردستان را در ابتدای انقلاب از ایران جدا بسازند دور یکدیگر جمع می‌شوند. آن‌ها از شکست‌های پی در پی که از در طول تاریخ خورده‌اند سرخورده و خشمگین هستند و می‌خواهند به هر شکلی که شده انتقام خود را از حکومت و رزمندگان بگیرند. زنی به نام منیژه رهبری این گروه را برعهده می‌گیرد. آن‌ها برای ضربه زدن به حکومت تصمیم می‌گیرند نیروهای فعال در منطقه را اعدام انقلابی کنند و اولین فردی که نشانه ‌می‌روند یوسف معلم روستای کانی چاو است. رزمنده‌ای که در زمان جنگ در بخش اطلاعات عملیات کار می‌کرده است. تاروخ مامور انجام این کار می‌شود اما مشکلی در این میان است. یوسف همان کسی است که رودابه را برای تاروخ خواستگاری کرد و مقدمات رسیدن او به عشقش را فراهم کرد. اما حالا ماموریت دارد تا او را ترور کند. این کتاب با اطلاعات کامل نسبت به منطقه و افکار این گروهک به خوبی توانسته شخصیت‌های داستان را بپردازد و چالش‌های عمیق و جدی میان خواسته‌های آن‌ها ایجاد کند و از دل این تزاحم خواسته‌ها درامی جذاب و درگیر کننده خلق کند.

بریده‌ای از کتاب عریان در برابر باد

اگر اصرارهای مداوم و پیگیرش نبود مفتی نورالدین رئیس دانشگاه هیچ‌وقت راضی نمی‌شد یکی از بهترین دانشجوهایش را از دست بدهد. ملا ادریس گفته بود در یک سالی که از کودتای آمریکایی‌ها در ایران گذشته برقراری امانش را برید. دوست داشت فریاد بزند؛ مانند عبده و خیلی‌های دیگر مفتی نورالدین با او در دانشکده قدم زده و صحبت کرده بود وقتی او راضی نشده بود مفتی انگشت اشاره و انگشت کناری‌اش را به نشانه پیروزی از هم بازکرده بود و جلوی صورت ادریس گرفت و گفته بود: «اگر دین از سیاست جدا. باشد. آن‌وقت پیروزی هم هست. بعد با چسباندن دو انگشتش که شکل تپانچه‌ای را نشان می‌داد آن را مقابل جمجمه ادریس گرفته و گفته بود؛ اما اگر با هم باشند به کشتن می‌دهندت!»