تا 20% تخفیف بیشتر برای خرید های بالای 2 میلیون تومان با کد تخفیف KHM1405
بوکلند
کتاب  شهنواز

کتاب شهنواز

۴۰۰٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۴۰۰٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

«شهنواز» داستان تردید و رستگاری است. «رضا رسولی» در این کتاب قصۀ «شهنواز» جوانی بلوچ و اهل سنت را به تصویر می­ کشد که مهارت و تجارب خوبی در ساخت و ساز دارد، اما شرایط کاری موافق روزگار او نیست و حالا شهنواز به دنبال شغل می­ گردد. داستان از آنجایی جان می­ گیرد که به شهنواز پیشنهاد کار در عراق آن هم کمک در بازسازی عتبات می­ شود.

شهنواز نماینده بسیاری از تفکراتی است که به دلیل عدم آگاهی کامل به جریانات مذهبی و ناآشنایی با اعمال و علایق مذهبی تشیع، دچار تردید و شبهات زیادی می­ شوند. او حتی نمی­داند که نماز خواندن با دست­ های بسته در حرم امام علی(ع) برای او محدودیت نیست و در مسیر رفتن به حرم می­ فهمد که علی­ بن  ابی­طالب(ع) پدر همه مسلمانان است و اگر بد و خطاکار هم باشیم باز هم فرزند او هستیم.

شهنواز از این که برای رفو و شستشوی فرش­های حرم باید وضو می­ گرفت در تعجب بود  و هربار با هر اتفاق تازه، دنیایی ناشناخته  از آنچه که در ذهنش خطور هم نمی ­کرد کشف می­ کرد.

این قصه اهریمن هم دارد. روی دیگر سکه که همیشه سایه شومش روی قهرمانان داستان­ها گسترده شده است. اهریمنی که نزدیک بود شهنواز را همراه خود به کشور امارات ببرد ولی دست روزگار تقدیر دیگری برای شهنواز رقم زده بود و چه بسا در جایی از داستان اهریمن قصه، صورت واقعی خود را به شهنواز نشان دهد.

«شهناز» دلداده «شهنواز» نیز در این کتاب شاهد واگویه­ های درونی شهنواز است که لحظه لحظه در خیالش حضور دارد و حقیقت­ های کشف شده را در نجوای مردش می­ شنود.

«… شهنواز و چرمشیر سریع خودشان را به او رساندند و عینک را از روی صورتش برداشتند.

شهنواز چشم خبرنگار را نگاه کرد و با صدای بلند گفت:

  • شکر خدا به چشمانش آسیبی نرسیده.

  • سپس با یک دستمال پارچه­ ای شروع به پاک کردن خون از روی صورت خبرنگار کرد. شیخ از جا بلند شد و با کمک بقیه، خبرنگار را روی پیت فلزی نشاندند.»