شطرنج باز؛ رمانی جدید و جذاب با طعم زنان عنکبوتی و سیاه صورت
بریده کتاب:
_استاد دنیا رو می بینید شما اصالت موسیقی رو درک میکنید. اما کسایی رو در چشم جوان ما بزرگ میکنند که اصالت شهوت رو روی موسیقی بستند.
استاد لبخند ملیح همیشگی اش را روی صورتش نشاند و با دست به میثم تعارف کرد تا بنشیند. بعد خیلی آرام گفت:
_ هر که را اسرار حق آموختند/ مهر کردند و زبانش دوختند
میثم این حال زیبای استاد را دوست داشت. همیشه که در دانشگاه از ادا و اطوار دانشجوها خسته می شد، خودش را می رساند به اتاق استاد میرزایی و یک حالی به دلش می داد با این همکلامی ها.