برای ارائه قدرتمند روایتهای برگزیده، سینما ساختاری هنری دارد که منشأ آن قدرت و ایدئولوژی است. تقابلهای روایی عرضاندام میکنند و آنکه در جایگاه قدرت است روایتی از مفاهیم بشر ارائه میکند که در تداوم سلطه خود باشد. در شکلگیری روایتها، مفهوم سلطه نیز هنگامی معنا مییابد که با مفهوم (انحصار) همراه باشد. به نظر میرسد که روایتهای سینمایی هالیوود واجد چنین معنایی باشد. در این صورت، روایتهای اکثریت در برابر روایتهای (اقلیت) جنسیتی و اقتصادی و نژادی و قومی قرار میگیرد و یک روایت خاص از معنای انسان و جهان ارائه میشود. روایتهای سینمای هالیوود از اسلام و مسلمانان در همین قالب قابلفهم است.
وقتی از (غرب) سخن گفته میشود، منظور جغرافیایی نیست که در مقابل شرق قرار دارد، بلکه کلیت و برساختهای تاریخی و البته فراروایی است که ادعای جهانشمولی دارد. منظور از غرب جامعهای توسعهیافته و صنعتی و شهری و سکولار است که در اروپا بعد از شکست فئودالیته ظهور یافت و امروز هر جامعهای که این خصایص را داشته باشد مدرن است. بنابراین غرب یک ایده است (هال، ۱۳۸۶: ۳۳ - ۳۶)؛ ایدهای که میکوشد با حضور فعال خود در عرصه فکر و تجلیگاه رسانهای آنْ هر آنچه را میپسندد، در قالب هنجارهای خوب و بد تعریف کند. دنیای فعال نوشتههای غربی و سکوت شرقی این امکان را به وجود میآورد که چیزهای گوناگونی (شرقی) معرفی شوند و (انگ) شرقی بخورند. مفاهیمی نظیر فساد، قساوت، استبداد، جوهر، روحیه، عرفان، شهوت، روح و شکوه شرقی خیلی زود به گفتمان روزمره ناظران اروپایی راه یافته است (زائری، ۱۳۸۴: ۳۷۸). آنچه امروز تبدیل به دانش شده حاصل فراروایتی تاریخی از خوانش شرق توسط غرب است.