«شبیه صدام» مجموعهای از خاطرات یک معلم عراقی به نام میخائیل رمضان است که به خاطر شباهت زیادش به صدام حسین، در سال ۱۹۷۹ توسط یکی از نزدیکانش به حزب بعث معرفی شد. رمضان پس از انجام یک عمل جراحی، تا سال ۱۹۹۷ نقش بدل صدام را در عرصههای اجتماعی، سیاسی و نظامی بازی کرد. رمضان در این کتاب اسرار زیادی را فاش کرده است. او دیدارهایی با حسنی مبارک و یاسر عرفات داشت که آنها متوجه نشدند که او صدام نیست. رمضان در نهایت با کمک نیروهای کرد و سازمان سیا به ترکیه فرار کرد. سپس از ترکیه به آمریکا رفت.
رمضان از جبهه جنگ عراق با ایران و روزهای اشغال کویت هم بازدیدهایی داشته که شرحشان در کتاب آمده است. حتی در پایان کتاب«شبیه صدام» تصویری از میخاییل رمضان به چاپ رسیده است که او را به جای صدام در حال بازدید از جبهههای جنگ عراق علیه ایران نشان میدهد.
ما ایرانیها از صدام هیچ خوشمان نمیآید اما بد نیست که فرصت مطالعه یک کتاب را از دست ندهیم: «شبیه صدام». میخاییل رمضان که شباهت بسیار زیادی به صدام داشته و سالیان مدیدی در بسیاری از محافل به جای او حضور مییافته، در این کتاب، خاطرات خود را از ایفای نقش صدام بازگو کرده است.
بریدهای از کتاب شبیه صدام
میان کردها و دولت این مذاکرات بیش از ۵ماه ادامه داشت. طی این مدت، من که در ۴سال گذشته چاق شدهبودم، حدود ده کیلوگرم وزن کم کردم. ربایندگان به تغذیه من توجه داشتند و مرا گرسنه نمیگذاشتند. غذای من، مانند غذای خودشان بود، نان و برنج و چای. به من بیادبی نشد یا مورد ضربوشتم قرار نگرفتم. ربایندگان، انسانهایی منطقی بودند که تلاشهای خود را بر روی آزادسازی مردمشان از ظلم حزب بعث که طی سهدهه خون فرزندان آنها را بر زمینه ریختهبود، متمرکز کردهبودند.