تا 20% تخفیف بیشتر برای خرید های بالای 2 میلیون تومان با کد تخفیف KHM1405
بوکلند
کتاب سیل‌ یاری

کتاب سیل‌ یاری

۲۹۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۲۹۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

بریده‌ای از کتاب سیل‌یاری

نور چراغ‌ها زودتر راه ساحل را به ما نشان می‌دهند. می‌زنیم به دریای آب روی گندم‌زار همیشه فکر می‌کردم گندم و کشت از بی‌آبی از بین می‌رود. ولی حالا گندم‌ها زیر دریایی از آب دفن شده‌اند. چه رؤیای مهیبی که روی گندم‌زاری قایق برانی و آب موج برداشته بی‌غمی را ببینی که دل صاحبان گندم را خون کرده است. آبی که بیشتر مایه عذاب است تا حیات آبی که می‌پوساند و خشک می‌کند می‌پوشاند و مضحمل می‌کند. امشب مرد چه رؤیا می‌بیند؟ روز برداشت است. داس‌ها آمده‌اند از ساقه ببرند تا برکت بسازند و کشاورزها گندم‌ها را راضی و خوشحال به سیلوها ببرند. از کناره مسیل کرخه آب می‌آید. می‌آید تا داس را بیرون کند گندم برشته را به قربانگاه ببرد و از غلاف تهی کند. آب بالا می‌آید. گندم‌ها سر جای خود خفه می‌شوند مرد عرب از خواب برمی‌خیزد. لیوانی آب سرمی‌کشد. لیوان خالی را می‌اندازد روی رف. در هال را آرام باز می‌کند روی سکو می‌نشیند. رؤیایش را مرور می‌کند. آرزو می‌کند کاش رؤیا می‌بود.