عاشقان سفر در زمان هیچوقت پیش خودشان فکر نمیکردند از جنگهای ضاحیه و لبنان بتوانند سر از جنگ خندق دربیاورند. آن هم نه توی یک شرایط معمولی، بلکه در بمباران یک مدرسه پسرانه که هیچکس فکرش را هم نمیکند کسی زنده بماند چه برسد برود و دالان کشف کند. کتاب «سردار ایرانی» با ماجرای تازه ای از جنگ ، ما را به دل یک سفر زمان و جنگ و گریزهای سه پسر نوجوان دعوت میکند. حامد، حسین و علی، وقتی همه فکر میکنند زیر آوار جان دادهاند، وسط یک دالان عجیبند، دالانی که اتفاقا یک سر ماجرا را به ایرانی ها میرساند.
آقای سید میثم موسویان، با ظرافت به نقش پررنگ حاج قاسم، در جنگهای سی و سه روزه لبنان اشاره کردهاند و این بین با اطلاعات ریز و درشتی که در میان دیالوگها و اتفاقات داستان وجود دارد ما با فضای جنگهای لبنان، دولت و حزب الله هم آشنا میشویم.
پدربزرگ حسین، حلقه وصل ما با حزب الله است. او مردی است که پسر وعروسش را در جنگ از دست داده و حالا هر بار که پیش حسین میآید تا چند روزی را با هم باشند، از خاطرات گذشته، رشادتهای حاج قاسم و چیزهایی که از او شنیده میگوید.