کتاب زیباترین روزهای زندگی: خاطرات سیده فوزیه مدیح نوشتهٔ سمیه شریفلو، روایتگر حوادث و اتفاقات دوران جنگ تحمیلی است که با زبانی شیوا و روان بیان شده. سمیه شریفلو در این اثر به شرح سرگذشت فوزیه مدیح و رشادتهای ایشان و خانواده محترمش در زمان جنگ پرداخته و تأثیر حضور بانوان را در آن دوران خطیر به تصویر کشیده است.
ساعت ده دیگر خانواده داشتند رختخواب پهن میکردند به خدیجه که او هم مثل من نگران بود گفتم: پس چه شد؟ اینها که دارند میخوابند. گفت: نمیدانم چه بگویم دیگر میخواستیم بخوابیم که صدای زنگ بلند شد خدیجه فوری چادر سر کرد رفت پایین در را باز کند. دو سه دقیقه بعد برگشت بالا و به پدر و مادر که داخل اتاق بودند گفت منصور گلی و فاطمه زن حدود برای خواستگاری فوزیه آمدهاند. طوری راحت این حرف را زد که گفتم الان میکشندش. بعد با خودم گفتم اگر الان یوبا داد بزند؟! اگر راهشان ندهد؟! بدنم میلرزید. صدای تپش قلبم را که داشت از جایش بیرون میزد میشنیدم مرتب دعا میخواندم و از خدا میخواستم حتی اگر قضیه درست نمیشود، ناراحتی پیش نیاید.