فراغ بال و آرامش خیال دوران بازنشستگی، عفت جوادی معلم بازنشسته در کتاب زندگی پای تخته سیاه به مرور خاطرات و تجزیه و تحلیل و سبک و سنگین کردن آنچه که بر وی گذشته و یا از او سرزده پرداخته است. خاطراتی که دلیل کم حرفی و پرکاریاش در طول زندگی، حتی از نزدیکترین کسانش نیز مخفی مانده بود.
عفت جوادی در کتاب زندگی پای تخته سیاه خاطرات خودش از دوران کودکی تا پایان دوره معلمی خود را در چهار دوره شرح میدهد:
دوره اول: کودکی و نوجوانی و جوانی، تا شروع معلمی
دوره دوم: تدریس در مدارس دولتی جنوب تهران و مدارس غیر دولتی تا سفر به انگلستان در مهرماه۱۳۷۶
دوره سوم: خانهنشینی و مشاهده چگونگی آموزش در مدرسه ایرانی لندن و مدارس دولتی انگلستان، تا تیرماه۱۳۷۸
دوره چهارم: بازگشت و شروع دوباره معلمی در سه دبیرستان دخترانه غیر دولتی تا روزی که تدریس را برای همیشه کنار گذاشت.
برای من هیچ لذتی بالاتر از معاشرت با دانشآموزان نیست. نهاد پاک و سالم جوانان و نوجوانان آنها را از خودخواهی و حسادت و کینهتوزی دور میدارد و رفتارها و محبتهای آنها انرژی مضاعفی را به من باز میگرداند من «کارآموز» و پرورشیافته کلاسهای درسم هستم مربیان من جوانان و نوجوانان پاکاند از آنها سادگی و صمیمیت را آموختم و آرامش و اطمینان این روزهایم حاصل صراحت و صداقتی است که همیشه با خودم و دیگران داشتهام. اگر زمان به عقب برگردد و دوباره به دنیا بیایم باز معلم خواهم شد معلمی کار ارزشمندی است. اگر چه سختیهایش بسیار است. مگر کار ارزشمندی که آسان باشد هم وجود دارد؟