تا 20% تخفیف بیشتر برای خرید های بالای 2 میلیون تومان با کد تخفیف KHM1405
بوکلند
کتاب روشنای خاطره‌ها

کتاب روشنای خاطره‌ها

۴۴۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۴۴۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

مرتضی سرهنگی در کتاب «روشنای خاطره‌ها» در خلال روایت چهل خاطره کوتاه برگزیده از میان کتاب‌های منتشر شده توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری، درباره راوی این داستان‌ها و نیز موقعیت بازگویی آن و خاطره‌نگار آن توضیحاتی ارائه کرده است.

سرهنگی در مقدمه خود درباره این کتاب می‌نویسد: گفتن ندارد؛ ناگزیرم بنویسم. بنویسم همه این سال‌هایی که روی این صندلی نشسته‌ام و رفت و آمد خاطره‌های کوچک و بزرگ را روی میز کارم می‌بینم، گاهی به یکی‌شان دل می‌بندم. غریبه که نیستید، وقتی چشم توی چشم می‌شویم، نمی‌توانم بروم به صفحه بعد. تصویر همان چند صفحه را که دلبری کرده است، کنار می‌گذارم، دوباره و چندباره می‌خوانمش و یادداشت کوچکی برایش می‌نویسم. حالا همه آن خاطره‌ها را یک‌جا در این کتاب روشنای خاطره‌ها می‌گذارم پیش رویتان، خودش قصه‌ای است و قصه کوتاهی هم من برایش نوشته‌ام که می‌خوانید. غریبه که نیستید، معلوم است دست من به همه خاطره‌ها نمی‌رسد. گذر خیلی از خاطره‌ها هم به مسیر میز کارم نمی‌خورد و نیامدند. آن‌هایی را آوردم که با هم بروبیایی داشتیم. با همه این خاطره‌ها گاهی روزهای تلخ و شیرینی داشتم اما از همه‌شان لذت بردم.

بریده‌ای از کتاب روشنای خاطره‌ها

سوار ماشین‌ها شدیم پانزده‌نفری نشسته بودند عقب ماشین ما دو سه نفر هم جلو بودیم. چقدر این بیابان خالی است سکوت بیابان را گرفته بود. حتی یک پرنده هم پر نمی‌زند. تو ولایت ما الان پر از کبک و بلدرچین است! یکی از بچه‌ها با انگشت جلو را نشان داد: «غصه نخور. این هم کبک جلوتر رفتیم. کبک از جاش پرید. به راننده گفتم «نگه‌دار جلوتر نرو لانه‌اش را خراب می‌کنی.» ماشین ایستاد. بچه‌ها از ماشین پریدند پایین همه می‌خواستیم لانه پرنده را. ببینیم. پرنده روی یک مین ضدتانک تخم گذاشته بود.