«رنج بیپایان عشق»؛ خاطرات خودنگاشت سرباز نگهبان علی اوسط تنهایی از کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک، بازداشتگاههای ساواک و زندان و شکنجه چهرههای مشهور سیاسی همچون دکتر علی شریعتی، عزتشاهی و… است.
«رنج بیپایان عشق»، خاطرات زندگی پرپیچ و خم «علی اوسط تنهایی» است. علی تنهایی، سرباز نگهبان شهربانی، زندگی پرماجرایش را که به عشق ناکام ماندهای آغشته است، روایت میکند. او اگرچه با فنون نوشتن آشنا نیست، اما تا حد زیادی توانسته با سادگی و صداقتی که در قلمش جاریست، مخاطب را مجاب کند تا انتهای کتاب همراهش شود و پابهپایش در بزنگاههای خطرناک، ترس و دلهره نویسنده را حس کند.
گل زرد ، گل سرخ و غنچه ای که امیدی در دل خود بسته است و دارد باز می شود . خیلی به این غنچه فکر می کنم .خیلی ، ساعت ها ، شب ها و … همیشه . به امیدش ، به آینده اش و به انسان هایی که دل هاشان به او شبیه است و شاید سرنوشتشان هم با او یکی است . و از خود همیشه می پرسم : آیا این غنچه باز می شود ؟ می شکفد؟ آفتاب روشن و گرم آسمان بر قلب بسته و تنگش خواهد تابید؟ نسیم بهار گلبرگ هایش را نوازش خواهد داد؟ بلبلی به شوق دیدارش برای او آوازهای عاشقانه خواهد خواند ؟ و بالاخره پروانه ای بر سرش خواهد نشست و قطره پاک بارانی و شبنمی در دهانش خواهد چکید؟ نمیدانم ، هیچ چیز نمیدانم این گل زرد و گل سرخ هم در انتظار او هستند و نگران سرنوشت او . آیا می پژمرد و بر باد می رود یا می شکفد و زندگی می کند؟ هیچ نمی دانم