دنیای بچگی خیلی پر تب و تاب و زلال است. حالا اگر قرار باشد دوره کودکی یکی از عالمان خدا را هم بخوانیم این شیرینی کتاب دو برابر میشود. چند درجه هم ماجرای پسرک حسودی که دست از سر محمدتقی داستان ما برنمیدارد، به جذابیت کتاب میافزاید و خلاصه تا کتاب برسد دستتان بوی قطاب و کیک یزدی هم در خانه تان پیچیده.
«رفیق خدا» قصه کوچه پس کوچههای یزد قدیم است. روزهایی که هنوز ملاباجی ها درس قرآن و مکتب میدادند و بچه ها مدرسه نمیرفتند. روزهای ترکه و تنبیه و حسادت بچه ها بهم. یکی از شاگردهای ملاباجی همین آقامحمدتقی است که آتیه روشنی دارد و بعدها نه تنها کل یزد که همه ایران او را به نام آیت الله مصباح یزدی میشناسند. یکی دیگر از شاگردان ملاباجی، مراد ورپریده که حسابی هم آتش میسوزاند و توی عالم بچگی دلش میخواهد از دست هرچه دین دار است خلاص شود. به قول خودش بچه است دیگر…
کتاب رفیق خدا به قلم روان و پرکشش آقای رضا وحید و به همت انتشارات کتاب جمکران راهی قفسههای نشر شده تا بزودی سر از کتابخانه نوجوانهای کتابخوان دربیاورد. ولی از من میپرسید برای خودتان هم بخرید. شیرینی کتاب اندازه کامیونها قطاب اصل یزدی است.
18:38