پل استر در رمان «دیوانگی در بروکلین» از بحرانهای روحی انسانی میگوید که خیال میکند در مرحلهی گنگی در زندگی به سر میبرد. او با نثری ساده، پیچیدگی ذهنی شخصیتهای داستانش را جستوجو میکند. مرگ روابط انسانی و نگاهی فلسفی به اینها در داستانپردازیهای آستر اهمیت بسیاری دارند.
«ناتان گلس» تصمیم میگیرد جایی را انتخاب کند و همانجا در آرامش بمیرد. او مردی است در آستانهی میانسالی که به تعبیر خودش چیزهای زیادی در زندگی باخته و به بنبست رسیده است. او بروکلین را انتخاب میکند: شهری عجیب که شلوغیهایش گویی برایش معنای دیگری دارد.
بروکلین زنده است اما شخصیت اصلی رمان با اندیشیدن به مرگی بدون دغدغه گاهی جریان بیوقفهی زندگی را پس میزند و روایتهای کوچک و بزرگ زندگی گذشتهاش را از ابتدا به یاد میآورد. ناتان گلس تلاش میکند به شیوهای جدید جهان پیرامونش را رصد کند و از رخدادها داستانی ساده بنویسد. سرانجام با جوانی به نام تام آشنا میشود که در او شباهتهایی بسیار با خودش میبیند. تام او را هم امیدوار و هم ناامید میکند. آنها ساعتهای زیاد و روزهای متوالی در مورد احساساتشان و مفاهیمی که زندگی هر دو را تکان داده حرف میزنند و قدم بر جهان ناگفتهها میگذارند.
پل استر نویسندهی معاصر آمریکایی مدتی را در فرانسه گذراند و در همین زمان دست به ترجمه آثار ادبی فرانسوی زد. او علاوه بر داستان و ترجمه، فیلمنامه و شعر هم مینوشت.
نشر افق به عنوان ناشر رسمی و اختصاصی آثار پل آستر در ایران و به زبان فارسی این اثر را با خرید حق انحصاری نشر اثر (کپیرایت) منتشر کرده است.