تا 20% تخفیف بیشتر برای خرید های بالای 2 میلیون تومان با کد تخفیف KHM1405
بوکلند
کتاب دختر جمعه‌ها

کتاب دختر جمعه‌ها

۱۲۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۱۲۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

[vc_row][vc_column width=”1/3″][vc_column_text woodmart_inline=”no” text_larger=”no”]

[/vc_column_text][vc_column_text woodmart_inline=”no” text_larger=”no”]

قرائت بخشی از کتاب دختر جمعه ها توسط خانم فضه سادات حسینی

[/vc_column_text][/vc_column][vc_column width=”2/3″][vc_column_text woodmart_inline=”no” text_larger=”no”]

یافتن موضوع مناسب و اصیل، بیشترین دغدغۀ یک نویسندۀ کمال طلب است؛ کاری که  نویسندگان داستانک­­ های کتاب« دختر جمعه ­ها» توانستند به خوبی با الهام از آیات کتاب آسمانی اسلام به آن نائل شوند.

« دختر جمعه­ ها» مجموعه ­ای از داستان ­های کوتاه است که به مضامین اجتماعی پرداخته و  درون­مایۀ خود را از قرآن وام گرفته است. در این کتاب به موضوعاتی پرداخته شده که در این روزگار برای بشر رنگ فراموشی به خود گرفته است؛ موضوعاتی چون: مهربانی، امید، کمک به دیگران، حیا، نجابت و… .

«دختر جمعه ­ها» گاهی راوی کسی است که دست نیاز پیش همه دراز کرده ولی حواسش به غنی ­ترین سلطان سرزمینش نبوده، یا ما را هم­گام می­ کند با او که هیچ وقت رنگ کلانتری را ندیده اما حالا باید به خاطر یک دروغ دو سال در زندان بماند.

کتاب ما را با حقایق و جریانات عادی زندگی آشنا می ­کند که خیلی اوقات بی ­خیال از کنارشان گذشته­ ایم و حواسمان نبوده که این شاید خود زندگی ما باشد. کتاب ما را به سمت قضاوت یک داستان و سپس به سمت داوری رفتار خودمان سوق می­ دهد. کتاب به ما می­ گوید شاید قهرمان یکی از این داستان­ ها ما هستیم یا می ­توانیم باشیم. «دختر جمعه­ ها» تلاش می­ کند با تصویری واضح و روشن از جامعه ما مسیری تازه­تر نشان­مان دهد.

« سرور خانم آن­طور که خودش می ­گفت از نسل شاهان قاجار بود و توی خانه ­ای پانصد متری در شمال تهران زندگی می­ کرد که زمانی جزء املاک شاهی بوده و ارث رسیده به او.

دختر و پسر بزرگش خارج از ایران بودند و بعد از مرگ شوهرش تنها زندگی می­کرد. یعنی آن طور که ما اهالی محل فهمیدیم، پسر و عروس کوچکش از اصفهان سه ماه آمدند پیشش تا کمک ­حالش باشند اما طاقت نیاوردند و برگشتند شهر خودشان.

زندگی با سرور خانم کار راحتی نبود. حتی ما اهالی محل هم دقیقاً نمی­ دانستیم باید چطور باهاش رفت و آمد کنیم. مثلاً کسی اجازه نداشت او را به اسم کوچکش صدا کند و بگوید «سرور» یا حتی «سرور خانم». حتماً باید او را صدا می­زدیم «خانم». درست مثل رعیت­ های قدیم… »

[/vc_column_text][/vc_column][/vc_row]