رمان “داغ سرخ” توانسته است در دومین دوره مسابقه سراسری داستان حماسه، در بین دهها اثر شرکت کننده، عنوان دوم را از هیات داوران دریافت و مسیر را برای چاپ اثر توسط حوزه هنری هموار سازد.
اوختای عصبانی از پلهها پایین آمد. به اولین یابو که رسید. با خنجرش طناب کیسههای روی آن را پاره کرد و گندمها را جلوی چشم مردم بر زمین ریخت. آنها را لگدمال کرد و داد کشید: هروقت برای جمعکردن خراج آمدیم گفتید ندارید فقیریم ناله کردید. زنهای بیوه و بچههای یتیمتان را جلوی اسبهای ما فرستادید که سفره هامان خالی است. پس اینها چیست خواجه فضلالله؟ نگویید خمس و زکات است که باور نمیکنم.