یک روایت؛ یک سفر به عمق تاریکیِ تاریخ
کتاب خونی که از چراغ میچکید فقط یک رمان نیست؛ نخستین و تنها روایت داستانی از دوران حیات حضرت احمدبنموسی (ع) است.در روزهایی که نام شاهچراغ هنوز بر فراز حرمی نیامده بود و او در میان خفقانی بیرحم، چراغی بود که نمیخواست خاموش شود.
این رمان بر پایهی متون معتبر تاریخی و با وسواسی ستودنی نوشته شده؛ اما نه از جنسِ گزارشهای خشکِ کتابهای درسی.
خونی که از چراغ میچکید شما را در یک مسیر پرپیچ و خمِ تعلیق و درام پیش میبرد؛ از کوچههای شهر گرفته تا جانهایی که در برابر ستم سر خم نکردند.
در این روایت، هم تاریخ را لمس میکنید، هم قصه را.هم با ظلمی آشنا میشوید که برای انداختن خونی از چراغ، از هیچ چیز کوتاه نمیآمد، هم با مردان و زنانی که ایستادند تا خاموش نشود.
اگر دوست دارید تاریخ را نه در قالب متن، که در قالب سفر و ماجرا و آشوبِ دل تجربه کنید،این کتاب را ورق بزنید. شاید خودتان را میان آن قصهها پیدا کنید.