حیوانات شبرو نام معروفترین اثر آستین رایت، نویسندۀ آمریکایی، است، دربارۀ زوجی جداشده، به نام ادوارد و سوزان. پس از جدایی و بیخبری، ناگهان شبی سوزان دستنوشتۀ اولین رمانِ ادوارد را دریافت میکند و غرقِ خواندنِ آن، مرز میان واقعیت و روایت برایش – و برای خواننده هم – تار میشود.
کتاب نخستین بار در سال 1993 و به نام تونی و سوزان منتشر شد؛ و یکی از نکات جالب کتاب هم همین است: شخصیتها به دو دسته تقسیم میشوند: داستانی و داستانیِ در داستانِ اصلی. تونی و سوزان نام شخصیتهایی در هر کدام از این دو جهانِ مرزدار اما پیوسته است.
یازده ناشر نیویورکی در همان نگاه اول، کتاب حویانات شبرو را رد کردند. وقتی دوازدهمی سرانجام آن را پذیرفت و با نویسنده قرارداد بست، احتمالاً هیچکدام از طرفین فکرش را نمیکردند چه موفقیتی در انتظارشان است.
بخشی از دستاوردهای این اثر (و نسخۀ سینمایی آن) عبارتاند از: بهترین کتابِ ماه، پرفروشترین اثر داستانی یک نویسندۀ آمریکایی در سال 1994، ترجمه و انتشار به سیزده زبان، فروش بیش از پنج میلیون نسخه در سراسر جهان، و فروش حقِ فیلمسازی آن به کمپانی استودیو یونیوِرسال و جایزۀ بزرگ هیئت داوران فستیوال فیلم ونیز، برای تام فوردِ کارگردان.
اما حیوانات شبرو واقعاً دربارۀ چیست؟ آیا ذاتِ این روایت تنها داستانی شبهترسناک است دربارۀ کشتار، یا استعارهای در فضای خالی میان خطوط نهفته است؟ چه میشود که سوزان، دو دهه بعد از جداییاش از ادوارد، از خواندنِ یکبارۀ داستانِ شوهرِ سابقش یخ میزند؟
حیوانات شبرو دربارۀ قدرت روایت در بازی با ذهنِ ناخودآگاه ما و به تشویش و تردید انداختنِ ذهن خودآگاه ماست. سفری نفسگیر در خلالِ صحفات شکل میگیرد، سفری دربارۀ وحشتِ تنهایی و البته، ناگزیر بودنِ تنهایی در اگزیستانسِ انسانِ مدرن.
یککلام اینکه: حیوانات شبرو یا تونی و سوزان یا هر اسم دیگری که این اثر دارد، داستانی در دلِ داستان دیگر است. این اثر به بررسی واقعیتِ زندگی در تقابل با واقعیتی میپردازد که ما در ذهنمان میسازیم؛ واقعیتی که ما میبینیم و چه کارها که برای محافظت از آن واقعیتِ ساختهوپرداختهمان نمیکنیم! چقدر شده که خودخواسته کور شویم، در برابر واقعیت، فقط برای اینکه حقیقتی را بسازیم که زندگی با آن برایمان راحتتر است؟