تا 20% تخفیف بیشتر برای خرید های بالای 2 میلیون تومان با کد تخفیف KHM1405
بوکلند
کتاب حماسه یاسین

کتاب حماسه یاسین

۱۷۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۱۷۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

«حماسه یاسین» خاطرات سید محمد انجوی نژاد، از دوران هشت سال دفاع مقدس است.

«دم‌دمای غروب بود؛ دقیقاً روز ۱۸ مهرماه سال ۱۳۶۵. اتوبوس‌ها، گل‌مالی و استتارشده، آمدند و ما پنجاه نفر سوار شدیم. هیچ‌کس از مقصد خبر نداشت. بازار شایعه داغ بود. عده‌ای می‌گفتند حمله است؛ اما ظواهر، نشانی از حمله نداشت. عده‌ای می‌گفتند لشکر منطقۀ جدیدی را تحویل گرفته،‌ می‌خواهیم برویم گشت و پاکسازی؛ اما برای این کار هم پنجاه نفر زیاد بود. از دوروبر جاده فهمیدیم که به سمت خرمشهر می‌رویم. از دور، آسمان خونین‌رنگ خرمشهر، که رو به تاریکی می‌رفت، نمودار شد. داخل شهر که شدیم، غربت شهر و بوی تازۀ خون شهدا آمیخته با بوی باروت، همه را منقلب کرد. زمزمۀ «کجایید ای شهیدان خدایی» پیچید. به گلزار شهدا رسیدیم. دلم بدجوری گرفته بود. عکس شهدا از جلوی چشم رژه می‌رفتند؛ شهدای کربلای ۳،‌ کربلای ۱، والفجر ۸،‌ میمک، بدر، جزیره و…، حیدری، تناکی، شمس‌آبادی، حسین‌زاده، محمودی، جان‌پناه، سیدی،‌ تبادکانی، هروی، راسخی و… »

بریده‌ای از کتاب حماسه یاسین

یک شب بیدار شدم و دیدم کسی در اتاق نیست! رفتم بیرون چون معمولاً صابون در دستشویی نبود، کورمال کورمال به داخل تدارکات دسته .رفتم ناگهان یکه خوردم پشت کارتن های تغذیه قامتی بلند ولی خمیده با گردنی کج دیدم. رفتم داخل زیر نور مهتاب با چهره ملتهب و گریان و دستان به التماس بلند شده مسعود هم نوا شدم در قنوتش داشت تند تند با اشک و ناله مناجات شعبانیه را از حفظ میخواند و اشک می ریخت. دیگر نیازی به صابون نبود شسته شده بودم و پاک