داستان«حصار: ایجاد» نوشته «محمدعلی میقاتی» از سری رمان های علمی تخیلی است که در بین نوجوانان و جوانان طرفداران خاص خود را دارد. این کتاب نگاهی دارد به پدیده علم و تکنولوژی که می تواند نجات دهنده جان انسان ها در حوادث آخر الزمانی باشد. این نوع داستان ها به توجه به شیوع کرونا در ایران رونق بیشتری گرفته است هرچند هنوز نوپا به حساب می آید. کتاب حصار با زیر عنوان ایجاد، اولین جلد از سه جلد این کتاب به شمار می رود.
قصه حصار در سال های آینده اتفاق می افتد و نمایشگر فضای اجتماعی و علمی حدود صد سال بعد است. شخصیت اصلی کتاب در هر جلد تغییر می کند ولی در کتاب «حصار: ایجاد» قهرمان قصه محسن است که حدود سی و دو سال سن دارد و مجهز به ابزار قدرتمندی به نام «تلپا» است که هنوز ناشناخته و تازه به نظر می رسد. این دستگاه به انسان توانایی آن را می دهد که تمام کارها را از طریق ذهن انجام دهد، کارهایی مختلفی که توسط کامپیوتر و موبایل قابل اجرا است. در داستان حصار که همه، ابزارها و موبایل هایشان را از دست داده اند، دستگاه «تلپا» که با جانفشانی یک روحانی به دست محسن رسیده است ابزاری کارآمد و نجات بخش به نظر می رسد. «حصار» های موجود در داستان به گونه ای آزار دهنده نابود کننده ظاهر می شوند و از همان آغاز داستان نشان می دهد که چگونه هادی و نیما را در خود اسیر کرده و چیزی بر از بین بردن این حصارهای خطرناک تأثیر نمی گذارد.
«… فرهاد محسن را کنار زد و سراغ نیما رفت. نگاهی به نیما انداخت. سر و صورت نیما از دود انفجار سیاه شده بود. انگار یک تی ان تی کوچک را کنار سرش ترکانده بودند. تکه های هدفون هم کنارش بود. اول نبض نیما را گرفت و بعد سرش را روی قفسه سینه اش گذاشت. بلافاصله دستانش را روی هم گذاشت و سینه نیما را ماساژ قلبی داد. سمیرا با دیدن این صحنه، بلندتر ناله و زاری کرد…»