چشمهایش همچون آسمانی است که مدتی است ابری به خود ندیده است. صاف صاف. شاید کیسه اشکش خشکیده است محبت در کلامش موج میزند. انگار نه انگار که بار اول است مرا میبیند. خندهای بر لبش نیست اما صمیمیتی که در رفتارش میبینم مرا به او نزدیکتر میکند.در آغوشش جای میگیرم. بوسهای بر پیشانیاش میزنم احساس غریبگی ندارم..