تا 65 درصد تخفیف ویژه مهرماه با خرید از درگاه زیبال
بوکلند
کتاب تهنیت عشق سلام

کتاب تهنیت عشق سلام

۴۵٫۰۰۰
۲۵٪
۳۳٫۸۰۰
افزودن به سبد خرید
۲۵٪
۴۵٫۰۰۰
۳۳٫۸۰۰
افزودن به سبد خرید

حمید مثل همیشه با صورت خندان وارد خانه شد و بلند سلام کردو رفت که جورابش را بشوید. وقتی آمد سر میز و مشغول خوردن غذایش شد. گفتم: « پسرم چرا چکمت رو گذاشته بودی پشت در حیاط؟ پاهات رو می‌زد. بگم بابات یه شماره بزرگتر بیاره؟» منّ و منّی کرد و گفت:« بهتون گفته بودم که بچه‌های مدرسه مفید وضع مالی خوبی ندارن. چهارصد تا شاگرد توی مدرسمون هست. هر وقت همشون چکمه پوشیدن اون وقت منم می‌پوشم.»