تابستان مرگ و معجزه روایتی است تأثیرگذار و درخشان از پسربچهای در آستانهی نوجوانی؛ پسری که میکوشد سر از کار جهانی در بیاورد که در اطرافش رو به فروپاشی است.
ویلیام کنت کروگر بیشتر به خاطر رمانهای جنایی و مجموعههای پلیسیاش شناخته میشود. او که در ایالت وایومینگ آمریکا متولد و بزرگ شده، میگوید از سوم دبستان میدانسته میخواهد نویسنده شود.چهل ساله بود که اولین رمانش را نوشت و همان سال برندهی جایزهی آنتونی، جایزهی ادبی مینهسوتا و جایزهی باری شد.تابستان مرگ و معجزه در سال 2014 برندهی جایزهی ادگار آلن پو شد.
تابستان مرگ و معجزه هم داستان پرماجرای یک قتل، یک خودکشی، یک مرگ طبیعی است و هم اساساً ربطی به اینها ندارد؛ شاید بشود آن را بخشی از زندگی پسری به نام فرانک درام دانست که داستان را چهل سال پس از تابستان سال 1961 نقل میکند؛ تابستانی که نه فقط زندگی فرانک و خانوادهاش که زندگی همهی اهالی شهر نیوبرِمِن در ایالت مینهسوتا برای همیشه تغییر میکند. نخستین رویارویی با رنج و غم از دست دادن آدمها، مفهوم بخشش و گذر زمان، مرگ و پیچیدگیهای ذهن انسان درونمایههای درخشان کتاب را تشکیل میدهند. روایت مراقبهمانند فرانکِ بزرگسال از همهی آنچه چهل سال پیش بر فرانکِ نوجوان و خانوادهاش گذشته، به زیبایی تمام ساخته و پرداخته شده است. کتاب با پیشگفتار فرانکِ بزرگسال آغاز و با کلام آخر او تمام میشود و این میشود آینهای تمامنما روبهروی موضوعات از قبیل سوگواری، نژادپرستی، ایمان، همدلی و مواجه با «مشیتِ هولناک الهی.»
ویلیام کنت کروگر، نویسندهی 64 سالهی آمریکایی، بیشتر به خاطر رمانهای جنایی و مجموعههای پلیسیاش شناخته میشود. او که در ایالت وایومینگ آمریکا متولد و بزرگ شده، میگوید از سوم دبستان میدانسته میخواهد نویسنده شود. در دانشگاه استنفورد ثبتنام کرد اما در درگیریهای سال 1970 (سر حقوق برابر همهی اعضای اجتماع از جمله سرخپوستان و مهاجران) از دانشگاه اخراج شد. چهل ساله بود که اولین رمانش (دریاچهی آهنی) را نوشت و همان سال، برندهی جایزهی آنتونی، جایزهی ادبی مینهسوتا و جایزهی باری برای بهترین رمانِ اول یک نویسنده شد.
او در رمانِ تابستان مرگ و معجزه از تمامِ کولهبار تجربیات اجتماعی و ادبیاش بهره میگیرد و البته انتشار این کتاب در سال 2013، موفقیتهایی نیز برایش رقم میزند، از جملهی جایزهی ادبی ادگار که به افتخار ادگار آلن پو، نویسندهی شهیر آمریکایی اهدا میشود.مواجهی فرانک درام و برادرش جِیک که لکنت زبان دارد، با مقولههای اخلاقی، تفاوت شخصیتهای این دو برادر، کنکاشهای وسواسگونهی ذهن نوجوان آنها و برخوردِ متفات ایندو با مفاهیمی همچون سوگ، دوستی، وفاداری، منطق، ایمان و معجزه است که تابستانی بیشباهت به تمام تابستانهای عمرشان خلق میکند؛ و البته، تجربهای فراموشنشدنی از کارکردِ رمان برای خوانندگان.