ضمن بیان خاطرات، تبعات روانی جنگ، آسیب دیدگان جنگ و فضای پرالتهاب و معنوی جنگ از زبان جواد صحرایی نقل میشود. کتاب با هدف شناسایی حوادث و افراد با محوریت انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و نقش تاریخی اقوام ایرانی تهیه شده است.
کتاب حاضر، با موضوع جنگ ایران و عراق است که در آن خاطرات «جواد صحرایی» رزمندة نونهال نُه ساله از سالهای حضور در جبهه روایت میشود.
پاییز سال ۱۳۸۸ روزهای خوبی را برای ما رقم زد. ساعاتی که با جواد صحرایی گذراندیم، ساعات خوبی بود و به نظر میرسید اتفاق تازهای در حال وقوع است. جواد جسته و گریخته خاطرات کودکیاش را تعریف میکرد و حرفهایش به دل مینشست. همسن و سال خودمان و به قول معروف نسل سومی است؛ اما یکی از آنهایی که جنگ را درک کرده است. رفته بود. دیده بود. چشیده بود. لذت حرفهای او را نمیشود به همین سادگی در جان کلمهها پنهان کرد. جذبۀ نگاه جواد، طی هفت ساعت مصاحبه در حوزۀ هنری استان مازندران، ما را کنار هم نشاند. اوایل کار فکر میکردیم فضای خاصی را برایمان تعریف میکند، که شاید از جنگ کمی دور است. اما در جلسۀ دوم، نزدیکی او را با جنگ به راحتی حس کردیم. از همان روز، صدای ضبطشدهاش را بر روی کاغذ آوردیم. بعد از مصاحبه هم، کار تدوین را با خاطراتی که پراکنده گفته شده بود، انجام دادیم. این پراکندگی به هیچ وجه خستهکننده نبود. هر قسمت جذابیتهای خودش را داشت. جواد صحرایی هنوز همان کودک پایگاه شهید بهشتی اهواز است. اتفاقاتی که برای او افتاد، زندگی در پایگاه شهید بهشتی، دیدار از معلمهای سالهای مدرسه، رفتن به دل منطقه، و... هر کدام ویژگیهای خودش را دارد.