چند اسیر مجروحی که دستشان را از پشت بسته بودند، نشاندند کنار دماغهی تانکها. میخواستند از آن بالا خوب تماشا کنند سرانجام کسانی را که قد علم کرده بودند مقابل #یزید. زنجیر پاره کرده بودند. همهی حقد و کینهشان را ریختند توی پدال تانکهایشان و تاختند بر بدن علیاکبرها. کاش باد نرساند خبر را به لیلاها… .
روزگاری اسبها بر بدن هفتاد و دو نفر از یاران پسر فاطمه(س) درست با همین حکم بیشرمانه تاخته بودند. مغرور و مست. مسلخ یکی بود و #دشمن از یک قماش.
روستا به روستا جلو آمدند و همه چیز را در هم شکستند. از هویزه تنها یک تل خاک ماند و بس! آسمان هویزه شاهد، زمین هویزه گواه!