کتاب حاضر، مجموعهای از داستانهای کوتاه است که با زبانی ساده و روان نگاشته شدهاند.
«یکشنبهها»، «بعد از پایان»، «واسطه»، «شرحی از هزاران»، «هیچوقت دیر نیست»، «قرار»، «ساز مش رحمان»، «عکسهای گنجه قدیمی» عنوانهای برخی از داستانهای کتاب هستند.
میز سمت راست خالی بود روبهرو کمی متمایل به چپ، مردی میانسال با موهای تنک جوگندمی و پوستی آفتابخورده مشغول خواندن روزنامه بود. علامت لای صفحه صد کتاب را برداشتم و شروع به خواندن کردم؛ اما چیزی نمیفهمیدم حس غریبی وادارم میکرد دوباره آن مرد سرمهای پوش را نگاه کنم این بار به نظرم آشنا آمد با خودم گفتم یعنی اشتباه میکنم؟! چطور ممکنه اون...