بگذارید شما را با اوژنی گرانده، یکی از اولین و بهترین آثار آنوره دو بالزاک آشنا کنیم. این رمان که در یکی از شهرهای فرانسه می گذرد، داستانی دربارۀ عشق، جاهطلبی و کشش بیوقفۀ ثروت. فلیکس گرانده، بشکهساز سابق، در روزهای پرفرازونشیب جمهوری فرانسه ازدواج کرده، با خست و سوداگری ثروتی به هم زده و همه او را به تنگنظری و جاهطلبی میشناسند. اما قلب داستان در روح و جانِ اوژنی، تنها دختر او، نهفته است. زندگی او در پسزمینۀ ثروت پدرش میگذرد و مردها هم بر همین اساس نقشۀ ازدواج با او را در سر دارند. بااینحال، سرنوشت اوژنی پیچیدهتر از ازدواج صرف است. بالزاک به هزینههای انسانی بخل میپردازد و پرترهای واضح از جامعهای را ترسیم میکند که درگیر مبارزه و تقلا برای ثروت است.درحالیکه اوژنی به عشق، وظیفه و میراث پدرش میپردازد، نثر بالزاک جوهرۀ زندگی استانی را به تصویر میکشد - عطر تاکستانها، صدای جیرجیر پلههای چوبی و رازهای پنهان در پشت درهای بسته. از دریچۀ چشم اوژنی، ما حقایق جهانی را میبینیم، که گرچه چند قرن از آن گذشته، همچنان ما را به هم پیوند میدهند؛ خواستههایمان، آسیبپذیریهایمان، و گذرِ بیرحمِ زمان.در خیابانهای شهر سومور فرانسه، داستان اوژنی گرانده گسترده میشود؛ بسان کاوشی بیزمان در شرایط انسانی، و آنجا که شور و بخل رودرروی هم میایستند.
بالزاک؛ وقایعنگار زندگی انسانها
اُنوره دو بالزاک (1799-1850) در اتاقهای کمنور پاریسِ قرن نوزدهم، خمیده روی میز آغشته به جوهر خود نشسته بود و داستانهای پیچیدهای را میبافید که تا قریب به دو قرن پس از درگذشتش، همچنان در ذهن نسلها طنینانداز میشود. قلمِ پر او بر کاغذ میرقصید و شخصیتها را خلق میکرد؛ شخصیتهایی که نفس میکشند، عشق می ورزند، نقشه میکشند و در صفحات رمانهایش رنج میبرند.
بالزاک یک نویسندۀ معمولی نبود؛ او یک کیمیاگر ادبی بود. آزمایشگاه او خیابانهای شلوغ پاریس بود، جایی که او فرازونشیب انسانیت را مشاهده میکرد - اشراف با کلاهگیسهای بزرگشان، دورهگردانِ بیخانمان، بدکارههای خوشسیما، بخیلانِ پرهیزگار و تمام رازهایی که این آدمها در سینههاشان و پارچههای رنگارنگ لباسهای ابریشمی پنهان کرده بودند. او با مراقبت دقیق، زندگی آنها را تشریح و ضربان قلب تپندۀ یک جامعه را آشکار میکرد.
وقتی بالزاک بالاخره قلمش را زمین گذاشت، میراثی از خود به جای گذاشت. شخصیتهای او در خودآگاهی جمعی بشریت ماندگار شدند؛ آنها اسرار خود را برای خوانندگان در سراسر قارهها زمزمه میکنند و پلی میان زمان و مکان میزنند.