اوقاتی بسیار سخت و ناگوار بود. میدانستیم از آن لحظه به بعد دیگر از سرنوشت یکدیگر خبری نخواهیم داشت. روش و برخورد هر حزب با اسیران در بندِ خود فرق میکرد چون ما تا آخرین فشنگمان با آن¬ها جنگیده بودیم، دلِ پرخونی داشتند. حرف زدنشان با ما با فحشهای رکیک، لگد و با قنداق تفنگ به سروصورت ما بود و بس…